moving gracefully
حرکت با ظرافت
gracefully dance
رقص با ظرافت
the gracefully incurvated column
ستون با انحنای زیبا و ظریف
swag the fabric gracefully over the curtain tie-backs.
پارچه را به زیبایی و ظرافت روی بستههای پرده بیاندازید.
The new coats blouse gracefully above the hip line.
کتهای جدید به طور مؤدبانه بالای خط لگن بلوز میشوند.
The stately swan glides gracefully on the pond.
غاز باشکوه به طور مؤدبانه روی برکه شنا می کند.
The missile curved gracefully towards its target.
موشک به طور ظریف به سمت هدف خود پیچید.
She sank gracefully down onto a cushion at his feet.
او به طور مؤدبانه روی بالش پای او نشست.
gracefully shaped vases decorated with stylized but recognizable white lilies.
وانههای با شکل ظریف که با لاله های سفید استایلیزه اما قابل تشخیص تزئین شده اند.
The poems of this phase had generally a narrative thread that was reduced at times to a shadow-and they rambled gracefully, argumentatively, variously.
اشعار این دوره به طور کلی دارای یک خط داستانی بودند که گاهی به سایه کاهش می یافت - و آنها به طور زیبا، استدلانی و متنوعی سرگردان بودند.
Unlike their more massive counterparts, sunlike stars are thought to die gracefully by ejecting their outer gaseous layers in a nonexplosive process that takes about 10,000 years.
برخلاف ستارگان مشابه خورشید که بسیار بزرگتر هستند، تصور می شود که آنها به آرامی با پرتاب لایه های بیرونی گازی خود در یک فرآیند غیر انفجاری که حدود 10000 سال طول می کشد، می میرند.
So, the long-term solution is to pull back gracefully.
بنابراین، راه حل بلندمدت این است که به آرامی عقب نشینی کنیم.
منبع: VOA Standard English_AmericasJobs did not wear his growing responsibilities gracefully.
جобс مسئولیتهای فزاینده خود را به شیوهای مؤدبانه نپذیرفت.
منبع: Steve Jobs BiographyAn attempt to let you off the case gracefully.
تلاشی برای رها کردن شما از پرونده به شیوهای مؤدبانه.
منبع: Lost Girl Season 2What happened to growing old gracefully?
چه اتفاقی برای پیر شدن با وقار افتاد؟
منبع: English little tyrantNow I'm old, and I've done it gracefully.
حالا من پیر هستم و آن را با وقار انجام داده ام.
منبع: English little tyrantI saw a crane spread its wings and take off gracefully.
من دیدم یک جرثقیل بال خود را باز کرد و به طور مؤدبانه برخاست.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000" May you continue to age as gracefully as a fine Bordeaux."
امیدوارم به اندازه یک بوردهوی خوب، با وقار پیر شوید.
منبع: Modern Family - Season 10She danced so very gracefully that they all more and more admired her.
او آنقدر با وقار میرقصید که همه بیشتر و بیشتر او را تحسین میکردند.
منبع: Fairy taleThey still fly gracefully through the freezing waters.
آنها هنوز به طور مؤدبانه در آبهای یخزده پرواز میکنند.
منبع: Ocean Original SoundtrackShe yawned gracefully in my face.
او با وقار در صورتم خمیازه کشید.
منبع: The Great Gatsby (Original Version)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید