The boat cut effortlessly through the water.
کشتی به راحتی و بدون زحمت از میان آب عبور کرد.
She effortlessly completed the task.
او به راحتی و بدون زحمت وظیفه را به پایان رساند.
He effortlessly solved the math problem.
او مسئله ریاضی را به راحتی و بدون زحمت حل کرد.
The dancer effortlessly glided across the stage.
رقصنده به راحتی و بدون زحمت روی صحنه سر میخورد.
They effortlessly won the competition.
آنها به راحتی و بدون زحمت در مسابقه پیروز شدند.
She effortlessly charmed everyone with her wit.
او با زیرکی و هوش خود، به راحتی و بدون زحمت، همه را مجذوب خود کرد.
He effortlessly lifted the heavy box.
او جعبه سنگین را به راحتی و بدون زحمت بلند کرد.
The singer effortlessly hit the high notes.
خواننده به راحتی و بدون زحمت نتهای بالا را خواند.
The athlete effortlessly broke the record.
ورزشکار به راحتی و بدون زحمت رکورد را شکست.
The chef effortlessly whipped up a delicious meal.
سرآشپز به راحتی و بدون زحمت یک غذای خوشمزه درست کرد.
She effortlessly aced the exam.
او به راحتی و بدون زحمت در امتحان نمره عالی گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید