effortlessly

[ایالات متحده]/'efətlisli/
[بریتانیا]/ˈ ɛfɚtlɪslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به راحتی; بدون تلاش.

جملات نمونه

The boat cut effortlessly through the water.

کشتی به راحتی و بدون زحمت از میان آب عبور کرد.

She effortlessly completed the task.

او به راحتی و بدون زحمت وظیفه را به پایان رساند.

He effortlessly solved the math problem.

او مسئله ریاضی را به راحتی و بدون زحمت حل کرد.

The dancer effortlessly glided across the stage.

رقصنده به راحتی و بدون زحمت روی صحنه سر می‌خورد.

They effortlessly won the competition.

آنها به راحتی و بدون زحمت در مسابقه پیروز شدند.

She effortlessly charmed everyone with her wit.

او با زیرکی و هوش خود، به راحتی و بدون زحمت، همه را مجذوب خود کرد.

He effortlessly lifted the heavy box.

او جعبه سنگین را به راحتی و بدون زحمت بلند کرد.

The singer effortlessly hit the high notes.

خواننده به راحتی و بدون زحمت نت‌های بالا را خواند.

The athlete effortlessly broke the record.

ورزشکار به راحتی و بدون زحمت رکورد را شکست.

The chef effortlessly whipped up a delicious meal.

سرآشپز به راحتی و بدون زحمت یک غذای خوشمزه درست کرد.

She effortlessly aced the exam.

او به راحتی و بدون زحمت در امتحان نمره عالی گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید