grafter

[ایالات متحده]/ˈɡrɑːftə/
[بریتانیا]/ˈɡræftər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در فساد مشغول است، به ویژه در سیاست یا کسب و کار؛ شخصی که گیاهان را پیوند می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

hard grafter

کارگر سخت‌کوش

grafter mentality

نگرش سودجویی

grafter spirit

روحیه سودجویی

grafter's pride

افتخار سودجو

grafter's work

کار سودجو

natural grafter

سودجوی ذاتی

grafter's ethic

اخلاق سودجویی

grafter's drive

انگیزه سودجو

grafter attitude

نگرش سودجو

grafter culture

فرهنگ سودجویی

جملات نمونه

the grafter worked tirelessly to complete the project on time.

گرافتِر به‌‎خاطر تکمیل پروژه به‌‎موقع، بی‌وقفه تلاش کرد.

she is known as a grafter in her community, always helping others.

او به‎عنوان یک گرافتِر در جامعه‌اش شناخته می‌شود، همیشه به دیگران کمک می‌کند.

being a grafter means you are dedicated and hardworking.

گرافتِر بودن به این معناست که شما متعهد و سخت‌کوش هستید.

the grafter managed to secure funding for the new initiative.

گرافتِر موفق به تأمین بودجه برای طرح جدید شد.

he is a grafter who believes in putting in the extra effort.

او یک گرافتِر است که معتقد است باید تلاش بیشتری انجام دهد.

many grafter types thrive in competitive environments.

بسیاری از انواع گرافتِرها در محیط‌های رقابتی رشد می‌کنند.

the grafter's reputation helped him gain new clients.

شهرت گرافتِر به او کمک کرد تا مشتریان جدیدی جذب کند.

she always admired the grafter mentality in her colleagues.

او همیشه از روحیه گرافتِر در همکارانش تحسین می‌کرد.

as a grafter, he never shies away from hard work.

به‎عنوان یک گرافتِر، او هرگز از کار سخت نمی‌ترسد.

the grafter's success story inspired many young professionals.

داستان موفقیت گرافتِر الهام‌بخش بسیاری از متخصصان جوان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید