worker

[ایالات متحده]/ˈwɜːkə(r)/
[بریتانیا]/ˈwɜːrkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کار می‌کند، کارمند، کارگر، عضو پرسنل، پژوهشگر

عبارات و ترکیب‌ها

hard worker

کارگر سخت‌کوش

manual worker

کارگر دستی

skilled worker

کارگر ماهر

office worker

کارمند

social worker

کارمند اجتماعی

model worker

کارگر مدل

migrant worker

کارگر مهاجر

knowledge worker

کارمند دانشی

construction worker

کارگر ساختمانی

farm worker

کارگر مزرعه

advanced worker

کارگر پیشرفته

medical worker

همکاران بخش مراقبت‌های پزشکی

guest worker

کارگر مهمان

health worker

کارگر بهداشت

technical worker

کارگر فنی

maintenance worker

کارگر تعمیر و نگهداری

white-collar worker

کارمند اداری

sex worker

کارگر جنسی

temporary worker

کارمند موقت

permanent worker

کارگر دائمی

sanitation worker

کارگر بهداشت

جملات نمونه

The workers are out.

کارگران بیرون هستند.

a worker's sturdy frame.

بدن قوی یک کارگر.

a worker of Polish extraction.

یک کارگر با اصالت لهستانی.

workers' participation in management

مشارکت کارگران در مدیریت

the workers in our pay.

کارکنان حقوق ما را دریافت می‌کنند.

The worker is paid by the hour.

کارگر به صورت ساعتی حقوق می‌گیرد.

The vast majority of the workers here are Protestants.

اکثر قریب‌الاحوال کارگران اینجا مبلغ هستند.

the worker needs total concentration.

کارگر به تمرکز کامل نیاز دارد.

the great divide between workers and management.

شکاف بزرگ بین کارگران و مدیریت.

industrial workers; industrial diamonds.

کارگران صنعتی؛ الماس صنعتی

the workers occupied the factory.

کارگران کارخانه را اشغال کردند.

a shortage of workers to operate new machines.

کمبود کارگر برای راه اندازی ماشین های جدید.

the factory's workers face redundancy.

کارگران کارخانه با خطر تعدیل مواجه هستند.

at-home workers; at-home care.

کارکنان خانگی؛ مراقبت در منزل

had to let 20 workers go.

مجبور شدند 20 کارگر را آزاد کنند.

Capable workers are the lifeblood of the business.

کارگران توانمند خون حیات کسب و کار هستند.

A good many of the workers had the flu.

بسیاری از کارگران آنفولانزا داشتند.

he was a bogus worker of miracles.

او یک کارگر دروغگو بود که معجزه می‌کرد.

A number of the workers are unskilled.

تعدادی از کارگران فاقد مهارت هستند.

students of workers' background

دانشجویان در مورد پیشینه کارگران

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید