lazy slacker
چاله میدانی تنبل
total slacker
چاله میدانی تمامعیار
slacker attitude
نگاه چاله میدانی
slacker culture
فرهنگ چاله میدانی
slacker lifestyle
سبک زندگی چاله میدانی
slacker mentality
ذهنیت چاله میدانی
professional slacker
چاله میدانی حرفهای
chronic slacker
چاله میدانی مزمن
slacker friend
دوست چاله میدانی
slacker job
کار چاله میدانی
he's such a slacker; he never finishes his work on time.
او خیلی تنبله؛ کارش را به موقع تمام نمیکند.
don't be a slacker; contribute to the team effort.
تنبلا نشو؛ به تلاش گروهی کمک کن.
she called him a slacker for skipping class.
او او را به خاطر غیبت در کلاس تنبل نامید.
being a slacker won't help you succeed in life.
تنبلی کردن به شما کمک نمیکند در زندگی موفق شوید.
his friends are tired of his slacker attitude.
دوستانش از نگرش تنبلانهاش خسته شدهاند.
she needs to stop being a slacker and take responsibility.
او باید دست از تنبلی بکشد و مسئولیت را به عهده بگیرد.
many people see him as a slacker who avoids hard work.
بسیاری از مردم او را به عنوان یک تنبل که از کار سخت اجتناب میکند میبینند.
he was labeled a slacker after missing multiple deadlines.
او پس از از دست دادن چندین مهلت، به عنوان یک تنبل برچسب خورد.
slacker behavior can lead to missed opportunities.
رفتار تنبلانه میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
don't let your slacker habits ruin your career.
اجازه ندهید عادتهای تنبلی شما حرفه شما را خراب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید