slacker

[ایالات متحده]/ˈslækə/
[بریتانیا]/ˈslækər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کار یا مسئولیت فرار می‌کند؛ شخص تنبل

عبارات و ترکیب‌ها

lazy slacker

چاله میدانی تنبل

total slacker

چاله میدانی تمام‌عیار

slacker attitude

نگاه چاله میدانی

slacker culture

فرهنگ چاله میدانی

slacker lifestyle

سبک زندگی چاله میدانی

slacker mentality

ذهنیت چاله میدانی

professional slacker

چاله میدانی حرفه‌ای

chronic slacker

چاله میدانی مزمن

slacker friend

دوست چاله میدانی

slacker job

کار چاله میدانی

جملات نمونه

he's such a slacker; he never finishes his work on time.

او خیلی تنبله؛ کارش را به موقع تمام نمی‌کند.

don't be a slacker; contribute to the team effort.

تنبلا نشو؛ به تلاش گروهی کمک کن.

she called him a slacker for skipping class.

او او را به خاطر غیبت در کلاس تنبل نامید.

being a slacker won't help you succeed in life.

تنبلی کردن به شما کمک نمی‌کند در زندگی موفق شوید.

his friends are tired of his slacker attitude.

دوستانش از نگرش تنبلانه‌اش خسته شده‌اند.

she needs to stop being a slacker and take responsibility.

او باید دست از تنبلی بکشد و مسئولیت را به عهده بگیرد.

many people see him as a slacker who avoids hard work.

بسیاری از مردم او را به عنوان یک تنبل که از کار سخت اجتناب می‌کند می‌بینند.

he was labeled a slacker after missing multiple deadlines.

او پس از از دست دادن چندین مهلت، به عنوان یک تنبل برچسب خورد.

slacker behavior can lead to missed opportunities.

رفتار تنبلانه می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

don't let your slacker habits ruin your career.

اجازه ندهید عادت‌های تنبلی شما حرفه شما را خراب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید