graphically

[ایالات متحده]/'græfikəli/
[بریتانیا]/ˈɡræfɪk l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به وضوح از طریق نمودارها؛ ؛به طور مشخص مشخص شده.

جملات نمونه

The data can be represented graphically in a line diagram.

داده ها را می توان به صورت گرافیکی در یک نمودار خطی نشان داد.

She described the events so graphically that I could almost see them.

او وقایع را به گونه‌ای گرافیکی توصیف کرد که می‌توانستم تقریباً آن‌ها را ببینم.

This tragedy graphically demonstrates the dangers of walking on the fells after dark.

این تراژدی به طور گرافیکی خطرات پیاده‌روی در تپه‌ها بعد از تاریکی شب را نشان می‌دهد.

One of these lies is graphically and indisputably demonstrated by intelligence we collected on June 27, last year.

یکی از این دروغ‌ها به طور گرافیکی و غیرقابل انکار توسط اطلاعاتی که سال گذشته در 27 ژوئن جمع‌آوری کردیم، نشان داده شده است.

The distinction between pastness or futureness and “the” past or “the” future is graphically illustrated by imagining a movie of, say, the egg being dropped on the floor and breaking.

تمایز بین گذشته یا آینده و "گذشته" یا "آینده" به طور گرافیکی با تصور یک فیلم از، برای مثال، افتادن تخم مرغ روی زمین و شکستن آن نشان داده می‌شود.

The data was presented graphically in the report.

داده‌ها به صورت گرافیکی در گزارش ارائه شد.

She designed the poster graphically using bright colors.

او پوستر را به صورت گرافیکی با استفاده از رنگ‌های روشن طراحی کرد.

The software allows users to create graphically appealing presentations.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ارائه های جذاب بصری ایجاد کنند.

The infographic displayed information graphically for easy understanding.

اینفوگرافیک اطلاعات را به صورت گرافیکی برای درک آسان نمایش داد.

The video game features stunning graphically realistic graphics.

بازی ویدیویی دارای گرافیک واقع گرایانه و خیره کننده است.

The website was redesigned to be more graphically engaging.

وب سایت برای جذابیت بصری بیشتر بازطراحی شد.

The artist expressed his emotions graphically through his paintings.

هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشی های خود به صورت گرافیکی بیان کرد.

The new logo was created graphically with a modern aesthetic.

لوگوی جدید با یک زیبایی شناسی مدرن به صورت گرافیکی ایجاد شد.

The map was graphically enhanced to show more details.

نقشه به صورت گرافیکی برای نشان دادن جزئیات بیشتر ارتقا یافت.

The infographic broke down complex data graphically.

اینفوگرافیک داده های پیچیده را به صورت گرافیکی تجزیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید