visually

[ایالات متحده]/'vizjuəli/
[بریتانیا]/ˈvɪ ʒʊəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که به ظاهر مربوط می‌شود; به طریقی که می‌تواند دیده شود; به طریقی که به صورت بصری نشان داده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

visually stunning

ظاهری خیره‌کننده

visually appealing

جذاب بصری

visually striking

جذاب بصری

جملات نمونه

visually complex and multivalent work.

یک اثر بصری پیچیده و چند وجهی.

a visually stunning piece of cinema

یک قطعه سینمایی بصری خیره کننده

Visually the chair is very pleasing, but it’s uncomfortable.

از نظر بصری صندلی بسیار دلپذیر است، اما ناراحت کننده است.

He explained the journey visually by use of pictures.

او سفر را به صورت بصری با استفاده از تصاویر توضیح داد.

Visually the house is very pleasing, but it's uncomfortable.

از نظر بصری خانه بسیار دلپذیر است، اما ناراحت کننده است.

Zoomer was created to help visually impaired people.

Zoomer برای کمک به افراد دارای مشکلات بینایی ایجاد شد.

Our findings relate to physically rather than the visually handicapped pupils.

یافته‌های ما مربوط به دانش‌آموزان دارای معلولیت جسمی است تا دانش‌آموزان دارای معلولیت بینایی.

The graduated 200 <mu>L tips have a reference mark at 10 <mu>L so you can check pipettor calibration and visually estimate sample size.

سرنگ های درجه دار 200 میکرولیتر دارای یک علامت مرجع در 10 میکرولیتر هستند تا بتوانید کالیبراسیون پیپت را بررسی کرده و به صورت بصری اندازه نمونه را تخمین بزنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید