flow chart
نمودار جریان
organization chart
نمودار سازمانی
line chart
نمودار خطی
bar chart
نمودار میلهای
pie chart
نمودار دایرهای
Gantt chart
نمودار گانت
charting a geography of the mind.
نقشه كشي جغرافیاي ذهن
is charting a course to destruction.
در حال ترسیم مسیری به سوی نابودی است.
charter an oil tanker.
یک تانکر نفتی اجاره كنید.
the record will probably chart at about No. 74.
احتمالاً رکورد در حدود شماره 74 نمودار خواهد شد.
a plane on charter to a multinational company.
یک هواپیما که به شرکت چندملیتی اجاره داده شده است.
graphic information such as charts and diagrams.
اطلاعات گرافیکی مانند نمودارها و دیاگرام ها.
flow charts are graphical presentations.
نمودارهای جریان ارائه گرافیکی هستند.
they took the charts by storm with their inimitable style.
آنها با سبک منحصر به فرد خود نمودارها را به طوفانی گرفتند.
charts of bloodless economic indicators.
نمودارهای شاخصهای اقتصادی بدون خشونت.
The navigator charted the course of the ship.
ناوبری مسیر کشتی را ترسیم کرد.
They hope to chart out that particular area of the river.
آنها امیدوارند آن منطقه خاص از رودخانه را ترسیم کنند.
charting a new direction for the company.
تعیین مسیر جدید برای شرکت.
she topped the charts for eight weeks.
او برای هشت هفته در صدر نمودارها قرار گرفت.
the poems chart his descent into madness.
اشعار نزول او به جنون را نشان می دهد.
he described the act as a charter for vandals.
او این عمل را به عنوان منشور خرابکاران توصیف کرد.
the Charter is a glossy public relations con.
منشور یک فریب روابط عمومی براق است.
charting the shock waves of the explosion.
تعیین امواج شوک ناشی از انفجار.
This travel firm specializes in charter flights.
این شرکت مسافرتی در پروازهای اجاره ای تخصص دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید