grimmer

[ایالات متحده]/ˈɡrɪmə/
[بریتانیا]/ˈɡrɪmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از grim; شدیدتر یا خشن‌تر; تیره‌تر یا شوم‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

grimmer reality

واقعیت تلخ‌تر

grimmer outlook

دیدگاه تلخ‌تر

grimmer times

زمان‌های تلخ‌تر

grimmer situation

وضعیت تلخ‌تر

grimmer news

اخبار تلخ‌تر

grimmer picture

تصویری تلخ‌تر

grimmer fate

سرنوشت تلخ‌تر

grimmer truth

حقیقت تلخ‌تر

grimmer future

آینده تلخ‌تر

grimmer tone

لحنی تلخ‌تر

جملات نمونه

the situation grew grimmer as the storm approached.

وضعیت با نزدیک شدن طوفان تیره‌تر شد.

his expression became grimmer when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، چهره‌اش تیره‌تر شد.

the grimmer reality of the circumstances hit her hard.

واقعیت تیره‌تر شرایط به او ضربه زد.

as the deadline approached, the atmosphere grew grimmer.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، فضا تیره‌تر شد.

he had a grimmer outlook on life after the incident.

پس از حادثه، او دیدگاهی تیره‌تر نسبت به زندگی داشت.

the news reports painted a grimmer picture of the economy.

گزارش‌های خبری تصویری تیره‌تر از وضعیت اقتصادی ارائه دادند.

her grimmer thoughts kept her awake at night.

افکار تیره‌تر او را شب‌ها بیدار نگه می‌داشت.

the grimmer aspects of history are often overlooked.

جنبه‌های تیره‌تر تاریخ اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

he tried to lighten the mood, but it only grew grimmer.

او سعی کرد فضا را تلطیف کند، اما فقط تیره‌تر شد.

with each passing day, the situation seemed grimmer.

با گذشت هر روز، وضعیت تیره‌تر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید