threatening

[ایالات متحده]/ˈθretnɪŋ/
[بریتانیا]/'θrɛtnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تهدیدآمیز; نشان‌دهنده خطر یا آسیب; احتمالاً به خطرناک تبدیل می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Threatening behavior

رفتار تهدیدآمیز

جملات نمونه

He was well-known for his violent and threatening behaviour.

او به دلیل رفتار خشونت‌آمیز و تهدیدآمیزش به خوبی شناخته شده بود.

the bank was threatening to foreclose on his mortgage.

بانک تهدید می‌کرد که قصد دارد وام مسکن او را ضبط کند.

threatening to tear it off its hinges.

تهدید به جدا کردن آن از لولاها.

some of the stockholders are threatening to scuttle the deal.

برخی از سهامداران تهدید کرده‌اند که معامله را خراب کنند.

there are seismic pressures threatening American society.

فشارهای لرزه‌ای وجود دارد که امنیت جامعه آمریکا را تهدید می‌کند.

The banks are threatening to pull the plug on the project.

بانک‌ها تهدید کرده‌اند که پروژه را متوقف کنند.

Threatening skies portend a storm.

آسمان تهدیدآمیز نشان‌دهنده طوفان است.

The threatening strike did not take place after all.

اعتصاب تهدیدآمیز در نهایت انجام نشد.

many newcomers are exposing themselves to life-threatening injury.

بسیاری از افراد تازه وارد خود را در معرض خطر جانی قرار می دهند.

her mother had received a threatening letter.

مادرش یک نامه تهدیدآمیز دریافت کرده بود.

drivers are threatening to quit their jobs in fear after a cabby's murder.

رانندگان تهدید کرده‌اند که از ترس پس از قتل یک راننده تاکسی شغل خود را ترک کنند.

She was always threatening to leave him, but when it came to the crunch she didn’t have the courage.

او همیشه تهدید می کرد که او را ترک کند، اما وقتی به فشار رسید، جرات نکرد.

They started putting the frighteners on the witness, sending him threatening letters.

آنها شروع به ترساندن شاهد کردند و نامه‌های تهدیدآمیز برای او ارسال کردند.

Most politicians get poison pen letters, sometimes threatening their lives.

اکثر سیاستمداران نامه‌های تهدیدآمیز دریافت می‌کنند، گاهی اوقات جان آنها را تهدید می‌کند.

The salesman scared the old lady into signing the paper by threatening to take away the goods.

فروشنده با تهدید به برداشتن کالاها، پیرزن را مجبور به امضای سند کرد.

submissive children can be cowed by a look of disapproval. Tobully is to intimidate through blustering, domineering, or threatening behavior:

کودکان مطیع می‌توانند با یک نگاه ناپسند بترسند. زورگویی این است که از طریق خودنمایی، مسلط‌گرایی یا رفتار تهدیدآمیز ارعاب کنند:

Bowknot is very the ornamental of dainty soft beauty, to the shoe model compare with pediform requirement tall, cannot deduce the clever beautiful temperament with threatening bowknot otherwise.

گلدان بسیار تزئینی از زیبایی ظریف و نرم است، در مقایسه با مدل کفش با نیازهای بلند پا، در غیر این صورت نمی توان با گلدان تهدید کننده، خلق و خوی هوشمندانه و زیبا را استنباط کرد.

instigating, suborning or threatening others to commit perjury or hindering witnesses from giving testimony;

تحریک، واسطه گری یا تهدید دیگران برای ارتکاب شهادت دروغ یا جلوگیری از شهادت دادن شاهدان;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید