gullibility

[ایالات متحده]/ˌgʌli'biliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب‌پذیری در برابر فریب، زودباوری، به راحتی مورد سوءاستفاده قرار گرفتن.

جملات نمونه

the gullibility of the electorate was tested to the nth degree by such promises.

ساددانی رای‌دهندگان تا درجه‌ی n توسط چنین وعده‌هایی آزمایش شد.

fall for scams due to gullibility

افتادن در دام کلاهبرداری‌ها به دلیل ساده‌دلی

prey on people's gullibility

استفاده از ساده‌دلی مردم

gullibility leads to deception

ساده‌دلی منجر به فریبکاری می‌شود

beware of gullibility in others

مراقب ساده‌دلی در دیگران باشید

gullibility can be a weakness

ساده‌دلی می‌تواند یک ضعف باشد

overcome gullibility through critical thinking

با تفکر انتقادی بر ساده‌دلی غلبه کنید

gullibility is often exploited in marketing

ساده‌دلی اغلب در بازاریابی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد

نمونه‌های واقعی

The same with gullibility and trustworthiness. We can say that the other side of gullibility someone who's trustworthy.

همانند ساده‌دلی و اعتمادپذیری. می‌توانیم بگوییم که طرف دیگر ساده‌دلی، کسی است که قابل اعتماد است.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

As she sifts through the tainted past, Wolf is horrified by her own “incurable” gullibility.

در حالی که او گذشته آلوده را بررسی می‌کند، وولف از ساده‌دلی «غیرقابل درمان» خود وحشت‌زده است.

منبع: The Economist - Arts

However I don't get rid of my gullibility because I don't want to also get rid of my trustworthiness.

با این حال، من ساده‌دلی خودم را کنار نمی‌گذارم زیرا نمی‌خواهم اعتمادپذیری خودم را هم کنار بگذارم.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

The guild had gullibility about him.

گروه در مورد او ساده‌دل بود.

منبع: Pan Pan

Cynics would probably tell you that the opposite of cynicism is gullibility, blindly trusting other people, and that cynicism is a sort of wisdom, a hard-earned sense that, in fact, people cannot be trusted.

بدبین‌ها احتمالاً به شما می‌گویند که برعکس بدبینی، ساده‌دلی است، به طور کورکورانه به دیگران اعتماد کردن و اینکه بدبینی نوعی خرد است، حسی به دست آمده که در واقع مردم قابل اعتماد نیستند.

منبع: Harvard Business Review

I inquired about pound parties at the Creek, and my gullibility was verified. Yet the occasion had been truly a party, and the Townsends had done their best to make it festive.

من در مورد مهمانی‌های پوند در کریک سوال کردم و ساده‌دلی من تأیید شد. با این حال، آن مناسبت واقعاً یک مهمانی بود و تاون‌سندز تمام تلاش خود را برای جشن‌ماندن آن انجام دادند.

منبع: Cross Stream (Part 1)

The Brooklyn Bridge is also part of a popular expression, or saying, in English about " selling you the Brooklyn Bridge." The idea that you could sell someone the Brooklyn Bridge is used to indicate the gullibility of another person.

پل بروکلین نیز بخشی از یک عبارت یا اصطلاح محبوب در انگلیسی در مورد "فروش پل بروکلین به شما" است. این ایده که می‌توانید پل بروکلین را به کسی بفروشید، برای نشان دادن ساده‌دلی شخص دیگری استفاده می‌شود.

منبع: 2014 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید