distrust

[ایالات متحده]/dɪsˈtrʌst/
[بریتانیا]/dɪsˈtrʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم اعتماد، شک
vt. به (کسی یا چیزی) اعتماد نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

deep distrust

بی‌اعتمادی عمیق

جملات نمونه

a strong distrust of regular doctors.

یک بی‌اعتمادی قوی نسبت به پزشکان معمولی.

A feeling of distrust grew on me.

یک احساس بی‌اعتمادی در من ایجاد شد.

distrust of Soviet intentions soon followed.

بی‌اعتمادی نسبت به نیات شوروی به زودی دنبال شد.

his perennial distrust of the media.

بی‌اعتمادی همیشگی او نسبت به رسانه ها.

have a distrust of sb.

بی‌اعتمادی نسبت به کسی داشته باشید.

He has a distrust of foreigners.

او نسبت به بیگانگان بی‌اعتمادی دارد.

Recent events incline us to distrust all politicians.

رویدادهای اخیر ما را به بی‌اعتمادی نسبت به همه سیاستمداران سوق می‌دهد.

Nonconformists retained a deep distrust of their Anglican neighbours.

ناسازگاران یک بی‌اعتمادی عمیق نسبت به همسایگان آنگلیکان خود حفظ کردند.

the media were widely distrusted as agents of white power.

رسانه ها به طور گسترده به عنوان عوامل قدرت سفید مورد بی‌اعتمادی قرار گرفتند.

an inbred distrust of radicalism.See Synonyms at innate

یک بی‌اعتمادی ذاتی نسبت به رادیکالیسم.برای مترادف ها به innate مراجعه کنید.

The people gave voice to their distrust of the government by voting against them at the election.

مردم با رای دادن علیه آنها در انتخابات، بی‌اعتمادی خود را نسبت به دولت بیان کردند.

a cynical distrust of friendly strangers; a cynical view of the average voter's intelligence.

عدم اعتماد cynical به غریبه‌های دوستانه؛ یک دید cynical نسبت به هوش متوسط رای‌دهندگان.

His words were polite, but there were overtones of distrust in his voice.

کلماتش مؤدانه بودند، اما لحن بی‌اعتمادی در صدایش وجود داشت.

The old man distrusts banks so he keeps his money at home.

آن مرد پیر به بانک ها بی‌اعتماد است، بنابراین پول خود را در خانه نگه می دارد.

The wartime enmity of the two nations subsided into mutual distrust when peace finally came.

نفرت جنگی بین دو ملت با رسیدن صلح به بی‌اعتمادی متقابل تبدیل شد.

He’s so suspicious he would distrust his own mother.

او آنقدر مشکوک است که حتی به مادر خود هم بی‌اعتماد خواهد بود.

Genearch accompany examinee to exam will make examinee feeling that genearch distrust himself,so that will give examinee a sort of bodiless Drang.

ژنئارچ همراه با آزمون‌دهنده به آزمون می‌رود و باعث می‌شود آزمون‌دهنده احساس کند که ژنئارچ به خودش بی‌اعتماد است، بنابراین به آزمون‌دهنده نوعی Drang بی‌بدن می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

I have a healthy distrust of authority, Alice.

من نسبت به قدرت، بی‌اعتمادی سالم و موجهی دارم، آلیس.

منبع: 6 Minute English

But the sources of distrust go way deeper.

اما منابع بی‌اعتمادی بسیار عمیق‌تر هستند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

B) It might breed public distrust in modem medicine.

ب) ممکن است باعث بی‌اعتمادی عمومی به طب مدرن شود.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Fagin distrusted everybody, but he hated and distrusted Sikes most of all.

فاجین به همه بی‌اعتماد بود، اما بیشتر از همه از سایکس نفرت داشت و به او بی‌اعتماد بود.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

The problem is compounded by local distrust of authorities.

مشکل از بی‌اعتمادی محلی به مقامات تشدید می‌شود.

منبع: VOA Standard English_Africa

We should not be projecting any kind of distrust animus on that event.

ما نباید هیچ نوع خصومت یا بی‌اعتمادی را به آن رویداد نسبت دهیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

From the moment I saw you I distrusted you.

از لحظه‌ای که شما را دیدم، به شما بی‌اعتماد بودم.

منبع: Not to be taken lightly.

On the one hand I admire his gifts, but on the other I distrust his judgment.

از یک طرف، من به استعدادهای او احترام می‌گذارم، اما از طرف دیگر، به قضاوت او بی‌اعتماد هستم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The distrust and partisan acrimony will be hard to repair.

بی‌اعتمادی و خصومت‌های جناحی ترمیم آن دشوار خواهد بود.

منبع: Time

Suspicions of political motives have fueled distrust and anger.

شک به انگیزه‌های سیاسی باعث بی‌اعتمادی و خشم شده است.

منبع: New York Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید