hall

[ایالات متحده]/hɔːl/
[بریتانیا]/hɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه ورودی; اتاق بزرگ برای گردهمایی‌ها یا رویدادها; سالن غذاخوری; راهرو خوابگاه; راهرو در یک ساختمان اداری.

عبارات و ترکیب‌ها

hallway

راهرو

conference hall

سالن کنفرانس

dining hall

سالن غذاخوری

lecture hall

سالن سخنرانی

entrance hall

سالن ورودی

town hall

تالار شهر

exhibition hall

سالن نمایشگاه

in the hall

در سالن

city hall

تالار شهر

memorial hall

سالن یادبود

concert hall

سالن کنسرت

banquet hall

سال جشن

hall of fame

تالار مشاهیر

main hall

سالن اصلی

music hall

سالن موسیقی

dance hall

سالن رقص

assembly hall

سالن مونتاژ

hall effect

اثر هاله

ancestral hall

تالار اجدادی

business hall

سالن تجاری

carnegie hall

تالار کارنگی

جملات نمونه

Hall is at six.

تالار در ساعت شش قرار دارد.

the Hockey Hall of Fame.

تالار مشاهیر هاکی.

the Great Hall of the People

سالن بزرگ مردم

a hall with more seats.

یک تالار با صندلی بیشتر.

ornament a hall with paintings

تزیین یک تالار با نقاشی

hire a hall for an evening

یک تالار را برای یک شب اجاره کنید.

The empty hall echoed.

تالار خالی پژواک داشت.

In the hall it was almost dark.

در سالن تقریباً تاریک بود.

The hall soon filled.

تالار به زودی پر شد.

The hall was full of people.

تالار پر از مردم بود.

They went into the hall together.

آنها با هم وارد تالار شدند.

The hall is in the rear of the building.

تالار در قسمت پشتی ساختمان قرار دارد.

a hall that was chock-a-block full.

یک تالار که کاملاً پر بود.

The hall was nowhere near full.

تالار اصلاً پر نبود.

At the south of the hall, there is a vivid stalactite like a live lion at the ajar antre, so the hall was named “Lion hall”.

در جنوب تالار، یک پوشش سنگی زنده مانند شیر زنده در ورودی باز وجود دارد، بنابراین تالار با نام "تالار شیر" نامگذاری شد.

the Symphony Hall has perfect acoustics.

تالار سمفونی دارای آکوستیک عالی است.

a lovely little music-hall ditty.

یک آهنگک کوچک و زیبا در تالار موسیقی.

the hall of the school was hung with green drapery.

تالار مدرسه با پرده سبز آویخته شده بود.

the hall was flanked by two towers.

تالار با دو برج احاطه شده بود.

نمونه‌های واقعی

Or ride our bike around the halls?

یا این‌که با دوچرخه‌مان در راهروها بچرخیم؟

منبع: Selected Film and Television News

We rent a sports hall and play a 60-minute match.

ما یک سالن ورزشی اجاره می‌کنیم و یک مسابقه ۶۰ دقیقه‌ای انجام می‌دهیم.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

Okay, but how do you get to Carnegie Hall?

باشه، اما چطور می‌تونیم به تالار کارنگی برسیم؟

منبع: Focus on the Oscars

I've walked these halls a thousand times.

من هزار بار در این راهروها قدم زده‌ام.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Bill doing a town hall with the students?

بیل در حال برگزاری جلسه پرسش و پاسخ با دانش‌آموزان؟

منبع: the chair

It's the school hall. We have meetings there.

این تالار مدرسه است. ما جلساتمان را در آنجا برگزار می‌کنیم.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 1)

Ah, that's the same hall as last year.

آه، این همان تالاری است که سال گذشته بود.

منبع: New Cambridge Business English (Elementary)

She found herself alone in a long, low hall.

او خود را تنها در یک راهروی بلند و کم‌ارتفاع یافت.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 7, Volume 2)

Take your hat off when you enter the hall.

هنگامی که وارد تالار می‌شوید، کلاه خود را بردارید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The White House has decked its halls for Christmas.

خانه سفید تالارهای خود را برای کریسمس تزئین کرده است.

منبع: AP Listening December 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید