hallmark

[ایالات متحده]/'hɔːlmɑːk/
[بریتانیا]/ˈhɔlˌmɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدرک کیفیت
vt. برچسب مدرک کیفیت را بچسبانید

عبارات و ترکیب‌ها

hallmark of quality

نشان کیفیت

hallmark event

رویداد شاخص

hallmark achievement

دستاوردهای شاخص

جملات نمونه

Clear expression is the hallmark of good writing.

بیان واضح، نشانه‌ی خوب بودن نگارش است.

the tiny bubbles are the hallmark of fine champagnes.

حباب‌های کوچک نشانه‌ی شامپاین‌های خوب هستند.

The silver vase had been hallmarked at Birmingham.

گلدان نقره‌ای در بیرمنگام دارای نشان بود.

The burglary had all the hallmarks of a professional job.

سرقت تمام نشانه‌های یک کار حرفه‌ای را داشت.

One hallmark of a good politician is his ability to influence people.

یکی از نشانه‌های یک سیاستمدار خوب، توانایی او در تأثیرگذاری بر مردم است.

two differing interpretations, both bearing the distinctive hallmarks of each writer's perspective.

دو تفسیر متفاوت، که هر دو دارای نشانه‌های متمایز دیدگاه هر نویسنده هستند.

Drusen, the white yellowish deposits that can be seen in funduscopy, are a hallmark of age-related macular degeneration.

دروز، رسوبات زرد رنگی که در معاینه چشم قابل مشاهده هستند، نشانه‌ای از دژنراسیون ماکولا مرتبط با سن هستند.

As I read each card, he nodded, as if the treacly sentiments of Hallmark had been written just for him.

همانطور که هر کارت را می‌خواندم، او سر تکان می‌داد، انگار که احساسات شیرین هالِمَک به طور خاص برای او نوشته شده باشد.

The Spanish Cross in Bronze was die struck in tombak or bronzed brass and the Silver can be found both in hallmarked 800 grade silver and silver plated brass.

صلیب اسپانیایی برنزی با استفاده از تکنیک ضرب در فلز طومبا یا برنج برنزه تولید شد و نقره نیز هم در نقره 800 درجه‌ای با نشان استاندارد و هم در برنج نقره‌کاری شده یافت می‌شود.

نمونه‌های واقعی

The World Meteorological Organization says the rising temperatures bear the hallmark of climate change.

سازمان هواشناسی جهانی می گوید افزایش دما نشانه‌ای از تغییرات آب و هوایی است.

منبع: BBC World Headlines

Faulty thinking is a hallmark of social anxiety.

تفکر معیوب نشانه‌ای از اضطراب اجتماعی است.

منبع: Psychology Mini Class

Deliberative thinking is the hallmark of a well-managed workplace.

تفکر مشورتى نشانه‌ای از یک محیط کار خوب مدیریت شده است.

منبع: The Economist - Business

The key is to identify the hallmarks of conspiratorial thinking.

نکته این است که نشانه‌های تفکر توطئه آمیز را شناسایی کنید.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2021 Compilation

The affection, admiration and respect she inspired became the hallmark of her reign.

عشق، تحسین و احترامی که او الهام بخشید، به نشانه‌ی حکومت او تبدیل شد.

منبع: Collection of Speeches by the British Royal Family

This " discrete infinity" is often said to be the hallmark of human language.

این "سیرت بی نهایت" اغلب گفته می شود که نشانه‌ی زبان انسان است.

منبع: The Economist (Summary)

Waiting patiently for your turn is a hallmark of respect in English-speaking cultures.

صبر کردن به نوبت، نشانه‌ای از احترام در فرهنگ‌های انگلیسی‌زبان است.

منبع: Emma's delicious English

Saying amyloid is a hallmark, though, is different than saying it's a cause.

اینکه بگوییم آمیلوئید یک نشانه است، با این حال، با گفتن اینکه علت آن است، متفاوت است.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

The Times Square Ball Drop is a hallmark of New Year's Eve.

افت توپ در میدان تایمز، نشانه‌ای از شب سال نو است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And those are the hallmarks of nephrotic syndrome—proteinuria, hypoalbuminemia, edema, hyperlipidemia, and lipiduria.

و اینها نشانه‌های سندرم نفروتیک هستند - پروتئینوری، هیپوالبومینمی، ادم، هایپرلیپیدمی و لیپیدوری.

منبع: Osmosis - Urinary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید