safe haven
پناهگاه امن
haven of peace
پناهگاه صلح
haven for wildlife
پناهگاه حیات وحش
new haven
پناهگاه جدید
tax haven
پناهگاه مالیاتی
a haven for wildlife.
بهشت حیوانات
The library is a haven of peace and quiet.
کتابخانه یک بهشت آرامش و سکوت است.
To start with,we haven’t enough money,and secondly we haven’t enough time.
برای شروع، ما پول کافی نداریم و ثانیاً ما وقت کافی نداریم.
The frogs haven’t spawned yet.
قورباغهها هنوز تخمگذاری نکردهاند.
Come on! We haven’t got all day!
بیا! ما تمام روز را نداریم!
I haven’t a clue how to get there.
من نمی دانم چگونه آنجا بروم.
That was a meal and a half. I haven’t eaten so well for months.
آن یک وعده غذایی و نیم بود. من برای ماهها اینقدر خوب نخوردهام.
It’s scandalous that you still haven’t been paid.
این یک رسوایی است که شما هنوز حقوق دریافت نکرده اید.
We haven’t heard a dicky bird from her for weeks.
هفتهها از او هیچ خبری نداشته ایم.
I haven’t got the hang of how to use the coffee-making machine yet.
هنوز نفهمیدم چطور از دستگاه قهوه ساز استفاده کنم.
I haven’t actually met Dr. Galston, but I know him by sight of course.
من در واقع ملاقاتی با دکتر گالستون نداشته ام، اما البته او را از دید می شناسم.
I haven’t seen him since the summer before last.
من از آن تابستان قبل او را ندیده ام.
I’m sorry I haven’t written to you for so long.
متاسفم که اینقدر مدت طولانی به شما نامه ننوشتم.
I need a secretary, but I haven’t got anyone in mind.
به یک منشی نیاز دارم، اما کسی را در ذهن ندارم.
Never mind the washing-up—we haven’t got time.
نگران شستن ظرفها نباشید - ما وقت نداریم.
They are engaged but they haven’t named the day yet.
آنها نامزد هستند اما هنوز روز را تعیین نکرده اند.
I’m afraid I haven’t got the answer off pat.
می ترسم جواب را از حفظ نداشته باشم.
You haven’t got the point of what I’m trying to say.
شما نکته ای را که می خواهم بگویم متوجه نمی شوید.
This apple pie is the real McCoy. I haven’t eaten one like this for years.
این پای سیب واقعاً اصل است. من سالهاست که چنین پای سیبی نخورده ام.
I haven’t seen hide nor hair of her for a month.
من یک ماه است که هیچ اثری از او ندیده ام.
Services at the desert haven are overburdened.
خدمات در بهشت بیابانی بیش از حد شده اند.
منبع: VOA Standard June 2013 CollectionMy office used to be my haven.
دفتر من زمانی بهشت من بود.
منبع: Our Day This Season 1Los Angeles in 1920 was a haven for pilots.
لس آنجلس در سال 1920 بهشت خلبانان بود.
منبع: Women Who Changed the WorldOh, that place is a haven for offshore banking.
اوه، آنجا بهشت بانکداری فراساحلی است.
منبع: Billions Season 1It's also a haven for this native endangered species.
همچنین بهشت این گونه بومی در معرض خطر است.
منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive ReadingAs the altitude rises the highlands offer a cool haven.
با افزایش ارتفاع، مناطق کوهستانی یک بهشت سرد ارائه می دهند.
منبع: Vacation Travel City Guide: Asia EditionSo that these terrorists can't find safe haven anywhere.
تا این تروریست ها نتوانند پناهگاه امنی در هیچ کجا پیدا کنند.
منبع: NPR News September 2014 CompilationHistorically, the barbershop has been a safe haven for black men.
به طور تاریخی، مغازه آرایشگری به پناهگاه امنی برای مردان سیاه پوست تبدیل شده است.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 CollectionThe family could be a haven for selfish and egoistic motives.
خانواده می تواند بهشت برای اهداف خودخواهانه و خودخواهانه باشد.
منبع: Cultural DiscussionsThis has long been a haven for dolphins because it has very little shipping.
این مکان به مدت طولانی به بهشت دلفین ها تبدیل شده است زیرا ترافیک دریایی بسیار کمی دارد.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Mainland China Edition)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید