safe

[ایالات متحده]/seɪf/
[بریتانیا]/seɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. امن; قابل اعتماد; آزاد از خطر
n. گاوصندوق; انبار سرد; کمد چفونی

عبارات و ترکیب‌ها

safe and sound

در امنیت و سلامت

safe deposit box

صندوق امانات

safety first

ایمنی اول

safe haven

پناهگاه امن

safe bet

گزینه مطمئن

safe operation

عملیات ایمن

safe from

در امان از

safe mode

حالت ایمن

have someone safe

کسی را در امنیت داشته باشید

safe distance

فاصله ایمن

safe driving

رانندگی ایمن

safe working

کار ایمن

safe water

آب سالم

safe sex

سکس ایمن

safe deposit

امانات

intrinsically safe

ایمن از لحاظ ذاتی

safe area

منطقه امن

safe harbor

بندر امن

safe landing

فرود ایمن

safe passage

عبور امن

safe guard

محافظت ایمن

جملات نمونه

put it in a safe place.

آن را در یک مکان امن قرار دهید.

The money is in safe keeping.

پول در حال حاضر در امان است.

the future of the cathedral is in safe hands.

آینده کلیسا در دستان امن است.

here's to your safe arrival.

به سلامت رسیدنت خوش آمدیم.

the verdict is safe and satisfactory.

حکم امن و رضایت بخش است.

The ship won a safe port.

کشتی یک بندر امن به دست آورد.

The plane made a safe landing.

هواپیما با موفقیت فرود آمد.

Is the rope quite safe?

آیا طناب کاملاً امن است؟

The safe locks easily.

کیسه امن به راحتی قفل می شود.

It is safe to site a company here.

ایجاد یک شرکت در اینجا امن است.

a safe passage out of the war zone

یک گذرگاه امن از منطقه جنگ.

the safe way to defragment your files.

راه امن برای ویرایش فایل های شما.

a forklift truck with a fail-safe device.

یک چرخ دستی کاوی با یک دستگاه ایمنی.

the ice safe was a forerunner of today's refrigerator.

گاو صندوق یخی، پیشرویی برای یخچال‌های امروزی بود.

MacGregor would be a compromise, the safe choice.

مک‌گرگور یک مصالحه خواهد بود، انتخاب امن.

a safe Labour seat in the North-East.

یک کرسی امن حزب کارگر در شمال شرقی.

نمونه‌های واقعی

I will do my best to keep you safe.

من تمام تلاشم را برای محافظت از شما خواهم کرد.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

Our work depends on keeping our clients' personal financial information safe.

کار ما به حفظ امنیت اطلاعات مالی شخصی مشتریان بستگی دارد.

منبع: Oxford University: Business English

And people tried to play it safe.

و مردم سعی کردند با احتیاط رفتار کنند.

منبع: Wall Street Journal

But also keep yourself safe and sound.

اما همچنین مراقب خودتان باشید و سالم بمانید.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

For now Kitty Hawk's playing it safe.

در حال حاضر، کیتی هاوک با احتیاط رفتار می کند.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

It is used to keep them safe.

از آن برای محافظت از آنها استفاده می شود.

منبع: CNN 10 Student English August 2023 Compilation

Are you lying to keep her safe?

آیا شما دروغ می گویید تا از او محافظت کنید؟

منبع: The Good Place Season 2

Please keep your valuables in the hotel safe.

لطفاً وسایل باارزش خود را در صندوق هتلی نگهداری کنید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Should come to wrap them safe from harm.

باید آنها را از آسیب محافظت کرد.

منبع: British Students' Science Reader

Maybe playing it safe is the wrong approach.

شاید بازی با احتیاط رویکرد اشتباهی باشد.

منبع: (500) Days of Summer

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید