help

[ایالات متحده]/help/
[بریتانیا]/hɛlp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کمک کردن; درمان کردن; تسهیل کردن; اصلاح کردن
n. کمک; کمک کننده; درمان
vi. کمک کردن; مفید بودن; سرگرم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

help oneself

خود را کمک کردن

help with

کمک با

help each other

به یکدیگر کمک کردن

need help

نیاز به کمک

can't help

نمیتونم کمک کنم

please help me

لطفا به من کمک کنید

cannot help

نمی‌توانم کمک کنم

couldn't help

نتوانستم کمک کنم

can not help

نمی‌توانیم کمک کنیم

ask for help

درخواست کمک

help yourself

خودتان کمک کنید

with one's help

با کمک کسی

help out

کمک کردن

could not help

نمی‌توانست کمک کند

help on

کمک در مورد

جملات نمونه

Help yourself to the cookies.

به خودتان اجازه دهید کوکی‌ها را میل کنید.

helping with the harvest.

در حال کمک با برداشت محصول.

help was sorely needed.

کمک بسیار مورد نیاز بود.

This will help you nothing.

این به شما کمکی نخواهد کرد.

It was past the help of man.

دیگر از عهده انسان خارج بود.

There is no help for it but give it up.

چاره‌ای جز رها کردن آن نیست.

It was unselfish of you to help us.

اینکه به ما کمک کردید بسیار بی‌خودانه بود.

gave their time to help others.

زمان خود را برای کمک به دیگران صرف کردند.

medication to help your cold.

دارو برای کمک به سرماخوردگی شما.

he could not help laughing.

او نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد.

I'm here to help you.

من اینجا هستم تا به شما کمک کنم.

a new wheeze to help farmers.

یک راه جدید برای کمک به کشاورزان.

It is meet to help your friends.

خوب است به دوستان خود کمک کنید.

offer to help sb.

پیشنهاد کمک به کسی.

It is yours to help him.

وظیفه شماست به او کمک کنید.

extend financial help to sb.

ارائه کمک‌های مالی به کسی

نمونه‌های واقعی

Quick, quick, help him, help him up.

سریع، سریع، به او کمک کن، به او کمک کن.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

Excuse me, sir. Can I help you?

ببخشید آقا، آیا می توانم به شما کمک کنم؟

منبع: Introduction to Social English Speaking

Using mirroring consciously will help you to make a better impression.

استفاده آگاهانه از آینه زدن به شما کمک می کند تا تاثیر بهتری بگذارید.

منبع: Oxford University: Business English

My appreciation to you for your generous help is beyond words.

قدردانی من از شما برای کمک سخاوتمندانه شما فراتر از کلمات است.

منبع: Fat article

A problem shared is a problem halved, but Eve can't always help.

یک مشکل به اشتراک گذاشته شده، یک مشکل نصف شده است، اما حوا همیشه نمی تواند کمک کند.

منبع: BBC Listening Collection April 2017

The U.S. and British navies are both helping in that search.

هم نیروی دریایی ایالات متحده و هم نیروی دریایی بریتانیا در آن جستجو کمک می کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Just getting mentally prepared really really helps.

فقط آماده شدن ذهنی واقعاً واقعاً کمک می کند.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Hey, you need any help up there?

هی، شما به کمک در آن بالا نیاز دارید؟

منبع: We Bare Bears

I wonder if you could help me.

من می خواهم بدانم آیا می توانید به من کمک کنید.

منبع: BEC Preliminary Listening Test Questions (Volume 3)

A. Sure, how can I help you?

بله، چطور می توانم به شما کمک کنم؟

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید