support

[ایالات متحده]/səˈpɔːt/
[بریتانیا]/səˈpɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراهم آوردن کمک یا تشویق؛ حفظ یا نگهداری؛ تأمین مالی یا منابع؛
n. عمل فراهم آوردن کمک یا تشویق؛ کمک مالی یا دیگر که به یک شخص یا سازمان ارائه می‌شود؛ چیزی که چیزی دیگر را نگه می‌دارد یا به عنوان پایه عمل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

technical support

پشتیبانی فنی

emotional support

حمایت عاطفی

financial support

حمایت مالی

moral support

حمایت اخلاقی

support oneself

خود را تامین کردن

support of

حمایت از

support for

حمایت از

support system

سیستم پشتیبانی

decision support

حمایت از تصمیم

in support

در حمایت

in support of

در حمایت از

decision support system

سیستم پشتیبانی تصمیم

social support

حمایت اجتماعی

policy support

حمایت از سیاست

customer support

پشتیبانی مشتری

hydraulic support

پشتیبانی هیدرولیک

support structure

ساختار حمایتی

support team

تیم پشتیبانی

life support

حمایت حیات

support group

گروه پشتیبانی

support service

خدمات پشتیبانی

project support

حمایت پروژه

جملات نمونه

the erosion of support for the party.

فرسایش حمایت از حزب

financial support was not forthcoming.

حمایت مالی حاصل نشد.

there was widespread support for the war.

حمایت گسترده از جنگ وجود داشت.

a rigid support for a tent

یک نگهدارنده محکم برای چادر

a stampede of support for the candidate.

یک هجوم حمایت از نامزد.

a supporter of capitalism.

یک حامی سرمایه‌داری.

There is scanty evidence to support their accusations.

شواهد کمی برای تأیید اتهامات آنها وجود دارد.

there was abundant evidence to support the theory.

دلایل فراوانی برای حمایت از این نظریه وجود داشت.

your support is of great value.

حمایت شما بسیار ارزشمند است.

support the army and cherish the people

از ارتش حمایت کنید و مردم را گرامی بدارید

be supported on a tripod

روی سه‌پایه قرار گیرد.

to give mutual support and inspiration

برای ارائه حمایت و الهام متقابل

These posts support the roof.

این ستون‌ها سقف را نگه می‌دارند.

Support your argument by quotation.

استدلال خود را با نقل قول پشتیبانی کنید.

نمونه‌های واقعی

Some Tweets offered emotional support, but many were simply informative.

برخی از توییت‌ها از حمایت عاطفی برخوردار بودند، اما بسیاری از آنها صرفاً آموزنده بودند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2013

It will also augment logistics support and arrange search rotations of different vessels.

همچنین، پشتیبانی لجستیک را افزایش داده و چرخش‌های جستجوی کشتی‌های مختلف را تنظیم خواهد کرد.

منبع: CRI Online March 2014 Collection

Frank, you support radically changing universities in America?

فرانک، آیا شما از تغییرات رادیکال در دانشگاه‌های آمریکا حمایت می‌کنید؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

The decision had some bipartisan support in Congress.

این تصمیم از حمایت دوجانبه‌ای در کنگره برخوردار بود.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

If necessary, it should be supported by drawings.

در صورت لزوم، باید با ترسیمات پشتیبانی شود.

منبع: Foreign Trade English Topics King

All the while thinking I had your support.

در حالی که فکر می‌کردم از شما حمایت می‌کنم.

منبع: Desperate Housewives Season 5

Hidalgo also has supported a Paris Breathes Day.

هیدالگو همچنین از روز تنفس پاریس حمایت کرده است.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

[D] To strengthen financial support for farmers.

[D] برای تقویت حمایت مالی از کشاورزان.

منبع: Past exam papers for English reading comprehension (English II) in the postgraduate entrance examination.

I want to acknowledge my brother John and his unwavering support.

می‌خواهم از برادر שלי جان و حمایت بی‌وقفه او قدردانی کنم.

منبع: Idol speaks English fluently.

President Trump had publicly supported that idea.

رئیس جمهور ترامپ به طور علنی از آن ایده حمایت کرده بود.

منبع: AP Listening March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید