didn't get to the housework until Sunday.
هنوز موفق نشدند تا یکشنبه به کارهای خانه دست بزنند.
A good deal of housework can be mechanized.
میتوان مقدار زیادی از کارهای خانه را مکانیکی کرد.
the monotony of housework turns it into a mindless task.
تکراری بودن کارهای خانه آن را به یک کار بی فایده تبدیل میکند.
housework didn't figure high on her list of priorities.
کارهای خانه در اولویتهای او قرار نداشت.
their lives were a daily round of housework and laundry.
زندگی آنها یک چرخه روزانه از کارهای خانه و لباسشویی بود.
two conflicting stereotypes of housework exist in popular thinking today.
دو کلیشه متناقض از کار خانه داری وجود دارد که امروزه در تفکر عمومی رایج است
She is so particular about her housework that servants will not work for her.
او در مورد کارهای خانه خود بسیار سختگیر است که خادمان برای او کار نخواهند کرد.
She considers it beneath her dignity to help with the housework now and again.
او کمک کردن به کارهای خانه گاهی اوقات را زیر شأن خود می داند.
The old couple have no one to do housework; they have to fend for themselves.
آن زوج پیر کسی برای انجام کارهای خانه ندارند؛ آنها باید از خودشان مراقبت کنند.
She hasn't been feeling well lately and she let the housework slide.
او اخیراً احساس خوبی نداشته و اجازه داده است که کارهای خانه به تعویق بیفتند.
It’s difficult to do housework with the children under my feet all the time.
با وجود اینکه بچهها همیشه زیر پایم هستند، انجام کارهای خانه دشوار است.
Housework is negatively valued as a retreat from a disliked alternative— employment work.
کارهای خانه به عنوان یک فرار از یک جایگزین ناخوشایند - کار - ارزش منفی دارد.
she never minded housework—Jenny said she was appallingly unliberated.
او هرگز انجام کارهای خانه را دوست نداشت - جنی گفت که او به طرز وحشتناکی آزاد نبود.
She stayed with us for three weeks and didn’t once lend a hand with the housework!
سه هفته پیشوی ما ماند و حتی یک بار هم در کارهای خانه کمک نکرد!
Come on, let’s go out now—you can do the housework any old time.
بیا، بریم بیرون - تو میتوانی هر زمان که بخواهی کارهای خانه را انجام دهی.
I can do the housework much more quickly when the children aren’t getting in my hair all the time.
وقتی بچهها همیشه در شلوغی نیستند، میتوانم کارهای خانه را خیلی سریعتر انجام دهم.
She spends her day doing housework, watching television, reading, and so on.
او روز خود را صرف انجام کارهای خانه، تماشای تلویزیون، خواندن و غیره میکند.
Nurserymaid:The full-time employment housework-house cleaning,family cooking,taking care lf old people and babies 24hourse in house service.
مراقبتکننده: استخدام تمام وقت، کارهای خانه - نظافت خانه، آشپزی خانوادگی، مراقبت از افراد مسن و نوزادان، خدمات در خانه 24 ساعته.
3 No, I'm not expected to do the housework.
نه، انتظار ندارند که من کارها را انجام دهم.
منبع: Shanghai Education Oxford Edition Junior High School English Grade 9 Upper VolumeWho does the housework in your family?
چه کسی کارهای خانه را در خانواده شما انجام می دهد؟
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.We can help our mums do the housework.
ما می توانیم به مادرانمان کمک کنیم تا کارهای خانه را انجام دهند.
منبع: Shanghai Education Press Oxford Edition Junior High School English Grade 7 Volume 2Because my parents have to work, we do the housework.
از آنجایی که والدین من باید کار کنند، ما کارهای خانه را انجام می دهیم.
منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 1)Let's finish the housework first, Jack.
اول از همه، بیا ابتدا کارهای خانه را تمام کنیم، جک.
منبع: Past years' high school entrance exam listening comprehension questions.Sun and her husband still manage to do some light housework.
سان و همسرش هنوز هم می توانند برخی از کارهای سبک خانه را انجام دهند.
منبع: CCTV Observations'Now you must rest, while I do the housework.'
'حالا شما باید استراحت کنید، در حالی که من کارهای خانه را انجام می دهم.'
منبع: Anne of Green Gables (abridged version)I promised my mother that I would do the housework once a day.
من به مادرم قول دادم که روزی یک بار کارهای خانه را انجام خواهم داد.
منبع: Crazy English Easy Memorization Essays 128 ArticlesWhen husbands do more housework, wives are less depressed, marital conflicts decrease, and satisfaction rises.
وقتی شوهرها بیشتر در کارهای خانه کمک می کنند، همسران کمتر دچار افسردگی می شوند، درگیری های زناشویی کاهش می یابد و رضایت افزایش می یابد.
منبع: Lean InShe was happy to do the housework, and live at home with Tabby and me.
او از انجام کارهای خانه و زندگی در خانه با تببی و من خوشحال بود.
منبع: The Story of the Brontë Familyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید