iconography

[ایالات متحده]/ˌaɪkə'nɒgrəfɪ/
[بریتانیا]/'aɪkə'nɑgrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه تصویرسازی و نمایش، مطالعه پرتره‌ها

جملات نمونه

the iconography of pop culture.

آیکون‌شناسی فرهنگ عامه

The oblique rays of the sun on the orchards create this typical landscape that traditional iconography would associate with an earthly paradise.

اشعه‌های مایل خورشید بر روی باغ‌ها این منظره‌ی معمول را ایجاد می‌کند که تصویرسازی سنتی آن را با بهشت زمینی مرتبط می‌داند.

The study of religious iconography is fascinating.

مطالعه آیکون‌شناسی مذهبی جذاب است.

The artist used traditional iconography in his painting.

هنرمند از آیکون‌شناسی سنتی در نقاشی خود استفاده کرد.

Iconography plays a significant role in understanding ancient civilizations.

آیکون‌شناسی نقش مهمی در درک تمدن‌های باستانی دارد.

The iconography of the movie poster reflects its theme.

آیکون‌شناسی پوستر فیلم موضوع آن را منعکس می‌کند.

She specializes in the iconography of medieval manuscripts.

او در زمینه آیکون‌شناسی نسخه‌های خطی قرون وسطی تخصص دارد.

The iconography of the statue symbolizes victory and freedom.

آیکون‌شناسی مجسمه نماد پیروزی و آزادی است.

The iconography of the logo is simple yet powerful.

آیکون‌شناسی لوگو ساده اما قدرتمند است.

Iconography is used to convey cultural meanings through visual symbols.

از آیکون‌شناسی برای انتقال معانی فرهنگی از طریق نمادهای بصری استفاده می‌شود.

Students study the iconography of famous artworks in art history classes.

دانشجویان آیکون‌شناسی آثار هنری معروف را در کلاس‌های تاریخ هنر مطالعه می‌کنند.

The iconography of the ancient temple tells stories of gods and goddesses.

آیکون‌شناسی معبد باستانی داستان‌هایی از خدایان و الهه‌ها را بیان می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Each of Paris' districts will inaugurate a site featuring Paris 2024 iconography over the coming months.

هر یک از مناطق پاریس، سایتی را با نشان‌های پاریس ۲۰۲۴ در ماه‌های آینده افتتاح خواهد کرد.

منبع: CRI Online February 2023 Collection

The third kind is kind of the holy grail, abstract iconography.

نوع سوم، تا حدودی مانند جام مقدس، نمادپردازی انتزاعی است.

منبع: Popular Science Essays

They're very much like the iconography that you find in Minoan Crete.

آنها بسیار شبیه به نمادپردازی هستند که در مینوس کرت پیدا می‌کنید.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Saddam's iconography was a distinctive blend of military swagger and historical references.

نمادپردازی صدام ترکیبی منحصربه‌فرد از اعتماد به نفس نظامی و ارجاعات تاریخی بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

An accessory is merely a piece of iconography used to express individual identity.

یک لوازم جانبی صرفاً یک قطعه نمادپردازی است که برای بیان هویت فردی استفاده می‌شود.

منبع: The Devil Wears Prada

Bosch's images are so ambiguous and their meaning so elusive that they cannot be addressed by iconography alone.

تصاویر بوش آنقدر مبهم هستند و معنای آنها آنقدر پنهان است که نمی‌توان فقط با نمادپردازی به آنها پرداخت.

منبع: Secrets of Masterpieces

Occultism and mysticism were also part of this secret society's practices and influenced Nazi iconography.

باستان‌گرایی و عرفان نیز بخشی از اعمال این جامعه مخفی بودند و بر نمادپردازی نازی تأثیر گذاشتند.

منبع: Learn English with Matthew.

The most common iconography on ivory plaques are lions, sphinxes and winged goddesses which shows the Egyptian and Assyrian influences.

شایع‌ترین نمادپردازی روی صفحات عاج شیرها، اسفینکس‌ها و الهه‌های بالدار است که نشان‌دهنده تأثیرات مصری و آشوری است.

منبع: Encyclopedia of World History

The room is strikingly empty of Christian iconography.

اتاق به طرز چشمگیری خالی از نمادپردازی مسیحی است.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

An accessory is merely a piece of iconography...

یک لوازم جانبی صرفاً یک قطعه نمادپردازی است...

منبع: American TV series and movie collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید