ignited passion
اشتیاق را شعلهور کرد
ignited interest
علاقه را شعلهور کرد
ignited debate
بحث را شعلهور کرد
ignited change
تغییر را شعلهور کرد
ignited fire
آتش را شعلهور کرد
ignited conflict
درگیری را شعلهور کرد
ignited excitement
هیجان را شعلهور کرد
ignited hope
امید را شعلهور کرد
ignited creativity
خلاقیت را شعلهور کرد
ignited revolution
انقلاب را شعلهور کرد
the campfire was ignited at dusk.
اجتماع آتش در هنگام غروب خورشید روشن شد.
her passion for painting was ignited by the art exhibition.
اشتیاق او به نقاشی با نمایشگاه هنری شعلهور شد.
the new policy ignited a debate among the citizens.
سیاست جدید بحثی را در بین شهروندان شعلهور کرد.
the movie ignited interest in environmental issues.
فیلم علاقه به مسائل زیست محیطی را شعلهور کرد.
his speech ignited a sense of hope in the audience.
سخنرانی او حسی از امید را در بین مخاطبان شعلهور کرد.
the match ignited the dry grass quickly.
کبریت به سرعت علف خشک را روشن کرد.
the scandal ignited public outrage.
رسوایی خشم عمومی را شعلهور کرد.
the discovery ignited a new wave of scientific research.
کشف یک موج جدید از تحقیقات علمی را شعلهور کرد.
the book ignited her imagination.
کتاب تخیل او را شعلهور کرد.
his actions ignited a movement for change.
اقدامات او یک جنبش برای تغییر را شعلهور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید