lights

[ایالات متحده]/laɪts/
[بریتانیا]/laɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع نور؛ روشنایی؛ ریه‌های دام که برای غذا استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

traffic lights

چراغ‌های راهنمایی

stop lights

چراغ‌های توقف

neon lights

نورهای نئون

bright lights

چراغ‌های روشن

stage lights

چراغ‌های صحنه

outdoor lights

چراغ‌های فضای باز

fairy lights

چراغ‌های فانتزی

street lights

چراغ‌های خیابان

led lights

چراغ‌های LED

dim lights

چراغ‌های کم نور

جملات نمونه

the city lights are beautiful at night.

چراغ‌های شهر در شب بسیار زیبا هستند.

she turned off the lights before going to bed.

او قبل از خواب رفتن چراغ‌ها را خاموش کرد.

he installed new lights in the living room.

او چراغ‌های جدیدی در اتاق نشیمن نصب کرد.

the traffic lights changed to green.

چراغ‌های راهنمایی به سبز تغییر کردند.

they decorated the house with string lights.

آنها خانه را با چراغ‌های رشته‌ای تزئین کردند.

the stage lights were dimmed for the performance.

چراغ‌های صحنه برای اجرا کم‌نور شدند.

she loves to take photos of city lights.

او عاشق گرفتن عکس از چراغ‌های شهر است.

we need to replace the burnt-out lights.

ما باید چراغ‌های سوخته را تعویض کنیم.

he prefers natural light over artificial lights.

او نور طبیعی را بر نور مصنوعی ترجیح می‌دهد.

the holiday lights are already up in the neighborhood.

چراغ‌های تعطیلات در محله از قبل نصب شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید