illuminance

[ایالات متحده]/ɪˈluːmɪnəns/
[بریتانیا]/ɪˈluːmɪnəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار نوری که بر روی یک سطح می‌افتد؛ اندازه‌گیری شدت نور در یک ناحیه معین؛ عمل روشن کردن یا فراهم کردن نور

عبارات و ترکیب‌ها

low illuminance

نور کم

high illuminance

نور زیاد

ambient illuminance

نور محیط

measured illuminance

نور اندازه‌گیری شده

optimal illuminance

نور بهینه

uniform illuminance

نور یکنواخت

illuminance level

سطح روشنایی

illuminance meter

سنجش نور

illuminance control

کنترل روشنایی

measuring illuminance

اندازه‌گیری روشنایی

جملات نمونه

the illuminance of the room affects our mood.

نورپردازی اتاق بر خلق و خوی ما تأثیر می‌گذارد.

we measured the illuminance with a light meter.

ما روشنایی را با استفاده از یک نورسنج اندازه گیری کردیم.

high illuminance is essential for reading comfortably.

روشنایی زیاد برای خواندن راحت ضروری است.

the illuminance levels in the office were too low.

سطح روشنایی در دفتر کار خیلی کم بود.

adjusting the illuminance can enhance the atmosphere.

تنظیم روشنایی می تواند فضای اتمسفر را بهبود بخشد.

outdoor illuminance varies throughout the day.

روشنایی فضای باز در طول روز متفاوت است.

illuminance is measured in lux or foot-candles.

روشنایی بر حسب لوکس یا فوت کندل اندازه گیری می شود.

proper illuminance is important for safety in workplaces.

روشنایی مناسب برای ایمنی در محیط کار مهم است.

the architect designed the space for optimal illuminance.

معمار فضا را برای روشنایی بهینه طراحی کرد.

illuminance can influence the performance of workers.

روشنایی می تواند بر عملکرد کارگران تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید