impair

[ایالات متحده]/ɪmˈpeə(r)/
[بریتانیا]/ɪmˈper/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاهش دادن؛ آسیب رساندن؛ کم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

impairment of vision

اختلال بینایی

mental impairment

اختلال ذهنی

impairment of judgment

اختلال قضاوت

جملات نمونه

a noisy job could permanently impair their hearing.

یک شغل پر سر و صدا می تواند شنوایی آنها را به طور دائم تحت تاثیر قرار دهد.

an impaired sense of smell.

حس بویایی مختل.

Smoking impairs our health.

سیگار کشیدن سلامت ما را مختل می کند.

The patient's intelligence has been impaired by a brain injury. Tomar is to impair by or as if by disfiguring:

هوش بیمار به دلیل آسیب مغزی مختل شده است. تومار به معنای مختل کردن یا به عنوان آسیب زدن یا زشت کردن است.

Tiredness can seriously impair your ability to drive.

خستگی می تواند توانایی شما در رانندگی را به طور جدی تحت تاثیر قرار دهد.

an injury that impaired my hearing; a severe storm impairing communications.See Synonyms at injure

آسیبی که باعث کاهش شنوایی من شد؛ یک طوفان شدید که باعث اختلال در ارتباطات شد. برای یافتن مترادف ها به آسیب مراجعه کنید.

his judgement became impaired by faith in his own infallibility.

قضاوت او به دلیل اعتماد به اطمینان مطلق خود مختل شد.

Zoomer was created to help visually impaired people.

زومر برای کمک به افراد کم بینا ایجاد شد.

an impaired child in need of special assistance.

کودک معلول که به کمک ویژه نیاز دارد.

Faulty intonation marred the performance. Tospoil is to impair and ultimately destroy the value, excellence, or strength of:

intonation معیوب باعث خراب شدن اجرا شد. Tospoil به معنای تضعیف و در نهایت از بین بردن ارزش، برتری یا قدرت است:

After operation, the cause of impaired vision was maculopathy or macular injury during trauma.

پس از عمل جراحی، علت کاهش بینایی ماکولوپاتی یا آسیب ماکولا در اثر ضربه بود.

signed his approval; sign instructions to a hearing-impaired teammate.

موافقت خود را امضا کرد؛ دستورالعمل ها را به هم تیمی کم شنوا ارسال کرد.

His hearing was impaired by the continuous great noise for a long period of time.

شنوایی او به دلیل صدای بلند و مداوم در طولانی مدت مختل شد.

"dactylology :The use of the fingers and hands to communicate and convey ideas, as in the manual alphabet used by hearing-impaired and speech-impaired people."

"انگشت‌نگاری: استفاده از انگشتان و دست‌ها برای برقراری ارتباط و انتقال ایده‌ها، مانند حروف الفبای دستی که توسط افراد کم شنوا و دارای مشکل گفتاری استفاده می‌شود."

10.Timidity, frailness, sullenness, viciousness, lack of animation, cumbersome appearance and lack of over-all balance impair the general character.

10. ترس، ضعف، اخم، بی‌رحمی، فقدان انیمیشن، ظاهر دست و پا گیر و فقدان تعادل کلی، شخصیت عمومی را مختل می‌کند.

Even minimal alteration in peplomer integrity through glycoprotein peroxidation could impair attachment to host cellular membranes foiling viral attachment and penetration.

حتی تغییرات جزئی در یکپارچگی پپلوم از طریق پراکسی‌دار شدن گلیکوپروتئین می‌تواند به اتصال به غشای سلولی میزبان آسیب برساند و از اتصال و نفوذ ویروسی جلوگیری کند.

The most common impaired field which resulted is psychonosema in frontal and temporal lobe, moreover, the brain contusion is the primary type.

شایع‌ترین حوزه‌ی آسیب‌دیده که در نتیجه حاصل شد، سایکونوزما در لوب پیشین و temporal بود، علاوه بر این، ضربه مغزی نوع اصلی است.

The rights protection law for the comsumers enables any impaired comsumer to claim money from the company.

قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان به هر مصرف کننده معلول اجازه می دهد تا از شرکت پول مطالبه کند.

نمونه‌های واقعی

And that will basically impair your communication.

این موضوع اساساً توانایی برقراری ارتباط شما را مختل می‌کند.

منبع: Quick Guide to Learning English

This disorder, called aphasia, can impair all aspects of communication.

این اختلال که به اسم افازی شناخته می‌شود، می‌تواند تمام جنبه‌های ارتباط را مختل کند.

منبع: TED-Ed (video version)

With liver impairment, jaundice may occur.

در صورت آسیب به کبد، زردی ممکن است رخ دهد.

منبع: Osmosis - Digestion

Unfortunately, it can also...um...oh yeah, it can also impair memory and learning.

متاسفانه، این موضوع می‌تواند حافظه و یادگیری را نیز مختل کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2013

Both conditions result in an active vitamin D deficiency, which leads to impaired bone mineralization.

هر دو شرایط منجر به کمبود فعال ویتامین D می‌شوند که منجر به اختلال در معدنی‌سازی استخوان می‌شود.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

It impairs the growth of the narrative.

این موضوع باعث اختلال در رشد روایت می‌شود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It can also impair the thinking and learning processes, while contributing to symptoms of depression.

این موضوع می‌تواند فرآیندهای تفکر و یادگیری را مختل کند و در عین حال به علائم افسردگی کمک کند.

منبع: Healthy little secrets

Several other subjects also had their memories impaired.

افراد دیگری نیز حافظه‌شان مختل شده بود.

منبع: Complete isolation

There was just an explosion. My hearing would be impaired.

فقط یک انفجار رخ داده است. شنوایی من مختل می‌شد.

منبع: Friends Season 6

This condition could permanently scar and impair your lungs.

این وضعیت می‌تواند باعث ایجاد جایگاه دائمی و اختلال در عملکرد ریه‌های شما شود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید