indefinitely

[ایالات متحده]/ɪnˈdefɪnətli/
[بریتانیا]/ɪnˈdefɪnətli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. برای یک دوره نامحدود یا نامشخص از زمان

جملات نمونه

an indefinitely large number of channels.

تعداد زیادی کانال

Might it be possible to prolong life indefinitely?

آیا ممکن است بتوان عمر را به طور نامحدود طولانی کرد؟

The decision has been deferred indefinitely.

تصمیم به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

The event has been postponed indefinitely due to lack of interest.

به دلیل عدم علاقه، برگزاری این رویداد به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

The project has been postponed indefinitely.

این پروژه به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

The company decided to suspend operations indefinitely.

شرکت تصمیم گرفت به طور نامحدود فعالیت خود را متوقف کند.

The museum will remain closed indefinitely due to renovations.

به دلیل بازسازی، موزه به طور نامحدود تعطیل خواهد بود.

The concert has been canceled indefinitely.

اجرا به طور نامحدود لغو شده است.

The government has imposed a travel ban indefinitely.

دولت به طور نامحدود ممنوعیت سفر را تحمیل کرده است.

The store will be closed indefinitely for repairs.

به دلیل تعمیرات، مغازه به طور نامحدود تعطیل خواهد بود.

The road closure is expected to last indefinitely.

پیش بینی می شود بسته شدن جاده به طور نامحدود طول خواهد کشید.

The ceasefire agreement is in place indefinitely.

توافق آتش بس به طور نامحدود در حال اجرا است.

The strike has been ongoing indefinitely.

اعتصاب به طور نامحدود در حال انجام است.

The investigation has been put on hold indefinitely.

تحقیقات به طور نامحدود به تعویق افتاده است.

نمونه‌های واقعی

He could sit there enjoying himself indefinitely.

او می‌توانست آنجا بنشیند و بی‌وقفه از خودش لذت ببرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

So, they can extend a lifetime almost indefinitely.

بنابراین، آنها می‌توانند تقریباً به طور نامحدود طول عمر را افزایش دهند.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

But you can't keep that up indefinitely.

اما نمی‌توانید آن را به طور نامحدود ادامه دهید.

منبع: Scishow Selected Series

Do you feel like hitting the snooze button indefinitely?

آیا دوست دارید دکمه snooze را به طور نامحدود فشار دهید؟

منبع: If there is a if.

You may be in Casablanca indefinitely.

شاید شما به طور نامحدود در کازابلانکا باشید.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

Agreement is reached only by putting off difficult decisions indefinitely.

توافق تنها با به تعویق انداختن تصمیمات دشوار به طور نامحدود حاصل می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

The states shutdown schools indefinitely, fears grow kids could go hungry.

ایالت‌ها مدارس را به طور نامحدود بستند، ترس وجود دارد که کودکان گرسنه شوند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

What's neat is that they can maintain angular momentum indefinitely.

نکته جالب این است که آنها می‌توانند گشتاور زاویه‌ای را به طور نامحدود حفظ کنند.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

Aid workers said they were prepared to be at the station indefinitely.

کارگران امدادی گفتند که برای حضور در ایستگاه به طور نامحدود آماده بودند.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

The backstop would mean that Britain retains a close relationship with the EU indefinitely.

این طرح حمایتی به این معناست که بریتانیای کبیر به طور نامحدود رابطه نزدیکی با اتحادیه اروپا حفظ می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید