endlessly

[ایالات متحده]/'endləsli/
[بریتانیا]/ˈ ɛndləslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بی‌وقفه; مداوم; دائمی; پیوسته; بی‌پایان; بی‌خستگی

عبارات و ترکیب‌ها

emerge in endlessly

به طور مداوم بیرون آمدن

جملات نمونه

arguing endlessly about money

بحث بی‌پایان درباره پول

He was endlessly patient with the children.

او به طور نامحدود با حوصله با کودکان بود.

He is very clever and endlessly resourceful.

او بسیار باهوش و به طور نامحدود خلاق است.

They talked endlessly about beet and cattle feed.

آنها بی وقفه در مورد چغندر و خوراک دام صحبت کردند.

a boring and endlessly repetitive task

یک کار خسته کننده و به طور نامحدودی تکراری

an endlessly varied repertoire of songs

یک مجموعه متنوع و به طور نامحدودی از آهنگ‌ها

He yakked on endlessly about his wife.

او به طور مداوم و بی وقفه درباره همسرش صحبت کرد.

he endlessly rehashes songs from his American era.

او به طور مداوم آهنگ‌هایی را از دوران آمریکایی خود بازآوری می‌کند.

He goes on endlessly about his health problems.

او به طور مداوم درباره مشکلات سلامتی خود صحبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید