feeling inspired
احساس الهامبخشی
inspired by nature
الهام گرفته از طبیعت
inspired by art
الهام گرفته از هنر
inspired by music
الهام گرفته از موسیقی
inspired by love
الهام گرفته از عشق
inspired by
الهام گرفته از
an inspired musician; an inspired performance.
یک نوازنده الهامبخش؛ یک اجرا الهامبخش.
she was an inspired gardener.
او یک باغبان الهامبخش بود.
inspired air must be humidified.
هواى الهامبخش باید مرطوب شود.
an invention that inspired many imitations.
یک اختراع که الهامبخش تقلیدهای بسیاری شد.
a philosophy which inspired revolution
یک فلسفه که الهامبخش انقلاب شد.
This inspired in them a love for learning.
این باعث شد که عشق به یادگیری در آنها شعلهور شود.
my inspired moments are few and far between.
لحظات الهامبخش من کم و دور هستند.
they had to thank the goalkeeper for some inspired saves.
آنها باید از دروازهبان برای برخی از نجاتهای الهامبخش تشکر کنند.
a sales force that was inspired by the prospect of a bonus.
یک تیم فروش که با احتمال دریافت پاداش الهام گرفته بود.
a teacher who inspired admiration and respect.
معلمی که تحسین و احترام را برانگیخت.
He had a presence that inspired and a voice that compelled.
او حضورى الهامبخش و صدایی که وادار میکرد داشت.
That swindler inspired dislike in me.
آن فریبکار باعث ایجاد نفرت در من شد.
His speech inspired the crowd.
سخنرانی او جمعیت را الهام بخشید.
he inspired his students with a vision of freedom.
او با ارائه تصویری از آزادی، دانشجویان خود را الهام بخشید.
teaching based on a kind of inspired guesswork.
آموزش مبتنی بر نوعی حدس و گمان الهامبخش.
hymns that inspire the congregation; an artist who was inspired by Impressionism.
زمزمه هایی که مجمع را الهام بخشند؛ یک هنرمند که از امپرسیونیسم الهام گرفته بود.
The falling leaves inspired her with sadness.
برگهای ریخته شده او را با غم و اندوه الهام بخشیدند.
I was inspired to work harder than ever before.
من الهام گرفتم تا بیشتر از همیشه تلاش کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید