intimates

[ایالات متحده]/ˈɪntɪmeɪts/
[بریتانیا]/ˈɪntɪmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستان نزدیک یا رازدارها
v. به چیزی اشاره کردن یا اشاره کردن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

close intimates

همراهان صمیمی

intimates only

فقط همراهان صمیمی

intimates circle

گروه همراهان صمیمی

trusted intimates

همراهان صمیمی مورد اعتماد

intimates relationship

رابطه صمیمانه

intimates gathering

همایش همراهان صمیمی

intimates bond

پیوند صمیمانه

intimates group

گروه همراهان صمیمی

intimates chat

گپ و گفت همراهان صمیمی

intimates support

حمایت همراهان صمیمی

جملات نمونه

she intimates that she may leave the company soon.

او اشاره می‌کند که ممکن است به زودی شرکت را ترک کند.

his tone intimates a sense of urgency.

لحن او نشان‌دهنده حس فوریت است.

the author intimates deeper meanings in the text.

نویسنده به معانی عمیق‌تر در متن اشاره می‌کند.

she intimates that there might be changes coming.

او اشاره می‌کند که ممکن است تغییراتی در پیش باشد.

his smile intimates his approval of the idea.

لبخند او نشان‌دهنده تایید او از این ایده است.

the letter intimates a desire for reconciliation.

نامه تمایل به آشتی را نشان می‌دهد.

she intimates a preference for working alone.

او ترجیح او برای کار کردن به تنهایی را نشان می‌دهد.

the report intimates potential risks in the project.

گزارش نشان‌دهنده خطرات احتمالی در پروژه است.

his comments intimated dissatisfaction with the results.

اظهارات او نشان‌دهنده نارضایتی از نتایج بود.

the painting intimates a sense of nostalgia.

نقاشی حس نوستالژی را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید