enemies

[ایالات متحده]/ˈɛnəmiz/
[بریتانیا]/ˈɛnəmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع دشمن؛ حریفان یا دشمنان

عبارات و ترکیب‌ها

facing enemies

مواجهه با دشمنان

defeating enemies

شکست دادن دشمنان

enemy forces

نیروهای دشمن

common enemies

دشمنان مشترک

known enemies

دشمنان شناخته شده

enemy territory

سرزمین دشمن

sworn enemies

دشمنان قسم خورده

former enemies

دشمنان سابق

new enemies

دشمنان جدید

hidden enemies

دشمنان پنهان

جملات نمونه

we must confront our enemies to achieve peace.

ما باید دشمنان خود را برای رسیدن به صلح مواجه کنیم.

he has made many enemies in the business world.

او دشمنان زیادی در دنیای تجارت به دست آورده است.

sometimes, former friends can become our enemies.

گاهی اوقات، دوستان سابق می توانند به دشمنان ما تبدیل شوند.

she is always on the lookout for potential enemies.

او همیشه در جستجوی دشمنان احتمالی است.

they plotted against their enemies in secret.

آنها به طور مخفیانه علیه دشمنان خود توطئه کردند.

understanding your enemies can help you win.

درک دشمنان شما می تواند به شما کمک کند تا پیروز شوید.

enemies can be more dangerous than you think.

دشمنان می توانند خطرناک تر از آنچه فکر می کنید باشند.

we must learn to forgive our enemies.

ما باید یاد بگیریم که دشمنان خود را ببخشیم.

enemies often reveal our true character.

دشمنان اغلب شخصیت واقعی ما را آشکار می کنند.

in war, knowing your enemies is crucial.

در جنگ، شناختن دشمنان شما بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید