secrets

[ایالات متحده]/[ˈsekrɪts]/
[بریتانیا]/[ˈsekrɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که پنهان یا محرمانه نگه داشته شده است؛ اطلاعات پنهان یا محرمانه؛ شخصی یا شیئی که پنهان یا محرمانه نگه داشته شده است.
v. چیزی را پنهان یا محرمانه نگه داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

secrets revealed

رازهای آشکار شده

keep secrets

رازها را حفظ کن

dark secrets

رازهای تاریک

family secrets

رازهای خانوادگی

secrets out

رازها فاش شدند

telling secrets

گفتن رازها

deep secrets

رازهای عمیق

shared secrets

رازهای به اشتراک گذاشته شده

biggest secret

بزرگترین راز

secret place

محل مخفی

جملات نمونه

the company has many secrets about its new product.

شرکت اسرار زیادی در مورد محصول جدید خود دارد.

she shared a few secrets for a successful relationship.

او چند راز برای داشتن یک رابطه موفقیت‌آمیز به اشتراک گذاشت.

he swore to keep the secrets safe and confidential.

او قول داد رازها را ایمن و محرمانه نگه دارد.

the old house held secrets within its walls.

خانه قدیمی رازهایی را در دیوارهای خود پنهان کرده بود.

they uncovered dark secrets about the town’s history.

آنها رازهای تاریکی را در مورد تاریخ شهر کشف کردند.

it’s important to protect your personal secrets online.

محافظت از اسرار شخصی خود در اینترنت مهم است.

the recipe for the cake is a family secret.

دستور پخت کیک یک راز خانوادگی است.

he revealed the secrets of his success to the team.

او رازهای موفقیت خود را با تیم در میان گذاشت.

the detective was determined to uncover all the secrets.

مامور پلیس مصمم بود تمام رازها را کشف کند.

don't tell anyone; it's our little secret.

به کسی نگو؛ این راز کوچکی بین ماست.

the diary contained many hidden secrets and memories.

دفترچه خاطرات حاوی بسیاری از اسرار و خاطرات پنهان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید