inwards

[ایالات متحده]/'ɪnwədz/
[بریتانیا]/'ɪnwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت داخل; به سمت مرکز.

عبارات و ترکیب‌ها

look inwards

نگاه به درون

جملات نمونه

people must look inwards to gain insight into their own stress.

افراد باید به درون نگاه کنند تا بینشی در مورد استرس خود به دست آورند.

She turns her toes inwards when she walks.

او انگشتان پا را هنگام راه رفتن به سمت داخل می‌چرخاند.

She turned inwards to reflect on her actions.

او برای تفکر در مورد اعمال خود به سمت داخل چرخید.

The door swung inwards when I pushed it.

وقتی آن را هل دادم، در به سمت داخل باز شد.

He tends to keep his feelings inwards and not express them.

او معمولاً احساسات خود را در خود نگه می‌دارد و آنها را بیان نمی‌کند.

The company needs to focus inwards and improve its internal processes.

شرکت باید بر خود تمرکز کند و فرآیندهای داخلی خود را بهبود بخشد.

Yoga encourages us to look inwards and connect with our inner selves.

یوگا ما را تشویق می‌کند که به درون نگاه کنیم و با خودمان ارتباط برقرار کنیم.

The artist's work reflects his journey inwards to explore his emotions.

آثار هنرمند، سفر او به درون را برای کشف احساساتش منعکس می‌کند.

She felt a pull inwards towards the center of the maze.

او احساس کرد که به سمت مرکز هزارتو به داخل کشیده می‌شود.

The plant's leaves curled inwards as a response to lack of sunlight.

برگ‌های گیاه به دلیل کمبود نور خورشید به سمت داخل پیچ خوردند.

The team needs to communicate more effectively inwards to resolve conflicts.

تیم باید برای حل اختلافات به طور مؤثرتری با یکدیگر ارتباط برقرار کند.

He closed his eyes and focused inwards to find inner peace.

او چشمانش را بست و برای یافتن آرامش درونی به درون متمرکز شد.

نمونه‌های واقعی

European carmakers which faced the same regulations have made greater inwards in Japan.

خودروسازان اروپایی که با همان مقررات مواجه بودند، پیشرفت بیشتری در ژاپن داشته‌اند.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

The Parthenon is built on a curve with the columns leaning slightly inwards.

پارثنون بر روی یک منحنی ساخته شده است و ستون‌ها کمی به سمت داخل متمایل هستند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

As Jupiter moved inwards, Saturn moved inwards and caught up to Jupiter's orbit.

همانطور که مشتری به سمت داخل حرکت می‌کرد، زحل نیز به سمت داخل حرکت کرد و به مدار مشتری رسید.

منبع: Earth Laboratory

That caused him to look inwards.

این باعث شد او به درون نگاه کند.

منبع: The Economist - Arts

As they form, they spiral inwards towards their star.

همانطور که شکل می‌گیرند، به سمت ستاره خود به صورت مارپیچ به سمت داخل می‌چرخند.

منبع: Environment and Science

This leather flap is called a " valve. " It opens inwards.

این لنگه چرمی به " دریچه " معروف است. این به سمت داخل باز می‌شود.

منبع: British Students' Science Reader

At last, however, the door fell inwards upon the carpet.

در نهایت، با این حال، در به سمت داخل روی فرش افتاد.

منبع: Transformed into a Monster Doctor: Selected Works

As Jupiter bulldozes inwards, its immense gravity scatters material in all directions.

همانطور که مشتری با قدرت به سمت داخل پیشروی می‌کند، گرانش عظیم آن باعث پراکنده شدن مواد در همه جهات می‌شود.

منبع: Earth Laboratory

It exploded inwards in a matter of a thousandth of a second.

این در عرض هزارم ثانیه به سمت داخل منفجر شد.

منبع: VOA Daily Standard July 2023 Collection

A chronic dissatisfaction that makes you look outwards with envy and inwards with disappointment.

ناامیدی مزمن که باعث می‌شود با حسادت به بیرون نگاه کنید و با ناامیدی به درون.

منبع: Kurzgesagt science animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید