keeps

[ایالات متحده]/[kiːps]/
[بریتانیا]/[kiːps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حفظ کردن؛ به دست داشتن؛ نگه‌داشتن؛ حفظ کردن حالت یا وضعیت؛ ادامه دادن کاری به طور منظم؛ جلوگیری از وقوع چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

keeps working

هنوز در حال کار است

keeps trying

هنوز در حال تلاش است

keeps me busy

من را مشغول نگه می‌دارد

keeps coming

هنوز ادامه دارد

keeps happening

هنوز اتفاق می‌افتد

keeps getting

هنوز در حال بدست آوردن است

keeps improving

هنوز در حال بهبود است

keeps saying

هنوز می‌گوید

keeps running

هنوز در حال اجرا است

keeps changing

هنوز در حال تغییر است

جملات نمونه

the bakery keeps fresh bread stocked on the shelves.

نانوایی همیشه نان تازه در قفسه‌ها دارد.

he keeps a detailed journal of his travels.

او یک دفترچه سفر مفصل نگه می‌دارد.

please keep the noise down while i'm working.

لطفا در حالی که من کار می‌کنم، صدا را کم کنید.

she keeps in touch with her old college friends.

او با دوستان قدیمی دانشگاهش در ارتباط است.

the museum keeps valuable artifacts under lock and key.

موزه آثار باستانی ارزشمند را در مکانی امن و قفل‌دار نگهداری می‌کند.

he keeps promising to call, but never does.

او مدام وعده می‌دهد که زنگ بزند، اما این کار را نمی‌کند.

the old house keeps a lot of secrets within its walls.

خانه قدیمی رازهای زیادی را در داخل دیوار‌هایش پنهان می‌کند.

the gardener keeps the lawn neatly trimmed.

باغبان چمن را به طور مرتب کوتاه می‌کند.

the company keeps a close eye on market trends.

شرکت به دقت روند بازار را زیر نظر دارد.

she keeps a collection of vintage stamps.

او مجموعه‌ای از تمبرهای قدیمی جمع‌آوری می‌کند.

the dog keeps chasing squirrels in the park.

سگ مدام دنبال سنجاب‌ها در پارک می‌دود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید