keeps working
هنوز در حال کار است
keeps trying
هنوز در حال تلاش است
keeps me busy
من را مشغول نگه میدارد
keeps coming
هنوز ادامه دارد
keeps happening
هنوز اتفاق میافتد
keeps getting
هنوز در حال بدست آوردن است
keeps improving
هنوز در حال بهبود است
keeps saying
هنوز میگوید
keeps running
هنوز در حال اجرا است
keeps changing
هنوز در حال تغییر است
the bakery keeps fresh bread stocked on the shelves.
نانوایی همیشه نان تازه در قفسهها دارد.
he keeps a detailed journal of his travels.
او یک دفترچه سفر مفصل نگه میدارد.
please keep the noise down while i'm working.
لطفا در حالی که من کار میکنم، صدا را کم کنید.
she keeps in touch with her old college friends.
او با دوستان قدیمی دانشگاهش در ارتباط است.
the museum keeps valuable artifacts under lock and key.
موزه آثار باستانی ارزشمند را در مکانی امن و قفلدار نگهداری میکند.
he keeps promising to call, but never does.
او مدام وعده میدهد که زنگ بزند، اما این کار را نمیکند.
the old house keeps a lot of secrets within its walls.
خانه قدیمی رازهای زیادی را در داخل دیوارهایش پنهان میکند.
the gardener keeps the lawn neatly trimmed.
باغبان چمن را به طور مرتب کوتاه میکند.
the company keeps a close eye on market trends.
شرکت به دقت روند بازار را زیر نظر دارد.
she keeps a collection of vintage stamps.
او مجموعهای از تمبرهای قدیمی جمعآوری میکند.
the dog keeps chasing squirrels in the park.
سگ مدام دنبال سنجابها در پارک میدود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید