sticks

[ایالات متحده]/[stɪks]/
[بریتانیا]/[stɪks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه بلند و باریک از چوب یا ماده دیگر؛ یک قطعه یخم منحنی استفاده شده در کرلینگ؛ چوب‌های طبل
v. با یا به عنوان چسب متصل کردن؛ به چسبیدن یا متصل ماندن؛ در یک آزمون یا آزمایش موفق شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sticks and stones

Persian_translation

walking sticks

Persian_translation

ice sticks

Persian_translation

sticks around

Persian_translation

sticks out

Persian_translation

sticks with

Persian_translation

sticks to

Persian_translation

sticks together

Persian_translation

sticks up for

Persian_translation

stick shift

Persian_translation

جملات نمونه

he used sticks to build a small campfire.

او برای روشن کردن آتش کوچک از چوب‌ها استفاده کرد.

the child collected colorful sticks on the beach.

کودک چوب‌های رنگارنگ را در ساحل جمع کرد.

she stirred the soup with a wooden stick.

او سوپ را با یک چوب چوبی هم زد.

they played a game of pick-up sticks.

آنها بازی چوب‌جمع‌کنی انجام دادند.

the ice cream cone was made of sticks.

کاسه بستنی از چوب‌ها ساخته شده بود.

he held the kite string with his sticks.

او رشته بادبادک را با چوب‌هایش نگه داشت.

the dog chased the sticks across the yard.

سگ چوب‌ها را در سراسر حیاط تعقیب کرد.

she bundled the sticks neatly with twine.

او چوب‌ها را به طور مرتب با طناب بست.

the artist used sticks to create a sculpture.

هنرمند از چوب‌ها برای ساختن یک مجسمه استفاده کرد.

he leaned against the fence with his sticks.

او با چوب‌هایش به نرده تکیه کرد.

they found many dry sticks in the forest.

آنها چوب‌های خشک زیادی در جنگل پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید