continues

[ایالات متحده]/[kənˈtɪn.juː]/
[بریتانیا]/[kənˈtɪn.juː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام دادن مداوم یک کار؛ ادامه دادن؛ دوام داشتن یا در یک حالت یا شرایط خاص باقی ماندن؛ به طور پیوسته ادامه دادن.
adv. ادامه دار؛ در حال انجام.

عبارات و ترکیب‌ها

continues to rise

ادامه دارد افزایش

continues working

ادامه دارد کار کردن

continues speaking

ادامه دارد صحبت کردن

continues growing

ادامه دارد رشد کردن

continues learning

ادامه دارد یاد گرفتن

continues improving

ادامه دارد بهبود

continues to change

ادامه دارد تغییر کردن

continues operating

ادامه دارد فعالیت کردن

continues developing

ادامه دارد توسعه

continues raining

ادامه دارد باران

جملات نمونه

the rain continues to fall heavily.

باران همچنان به شدت می‌بارد.

the investigation continues despite the challenges.

تحقیقات با وجود چالش‌ها ادامه می‌یابد.

the road continues for several miles.

جاده برای چند مایل ادامه دارد.

the debate continues on the topic of climate change.

بحث در مورد موضوع تغییرات آب و هوایی ادامه دارد.

the company continues to grow rapidly.

شرکت به سرعت به رشد خود ادامه می‌دهد.

the tradition continues from generation to generation.

این سنت از نسلی به نسل دیگر ادامه می‌یابد.

the project continues as planned.

پروژه طبق برنامه ادامه می‌یابد.

the music continues to play softly in the background.

موسیقی به آرامی در پس‌زمینه پخش می‌شود.

the discussion continues after the meeting.

بحث پس از جلسه ادامه می‌یابد.

the stock market continues to fluctuate.

بازار سهام همچنان نوسان دارد.

the research continues to yield promising results.

تحقیقات همچنان به نتایج امیدوارکننده منجر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید