keypad

[ایالات متحده]/ˈki:pæd/
[بریتانیا]/'kipæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صفحه کلید کوچک با کلیدهایی برای وارد کردن داده، به ویژه در رایانه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

numeric keypad

صفحه کلید عددی

جملات نمونه

On touchless devices keypad arrows are equal to the screen ones and joystick click is similar to start button.

در دستگاه‌های بدون تماس، جهت‌نماهای صفحه کلید با جهت‌نماهای صفحه یکسان هستند و کلیک جوی‌استیک مشابه دکمه شروع است.

She entered the passcode on the keypad to unlock the door.

او رمز عبور را روی صفحه کلید وارد کرد تا در را باز کند.

The keypad on the ATM was not working properly.

صفحه کلید دستگاه خودپرداز به درستی کار نمی کرد.

He typed in the code using the keypad.

او با استفاده از صفحه کلید کد را وارد کرد.

The security system requires a keypad for access.

سیستم امنیتی برای دسترسی به یک صفحه کلید نیاز دارد.

The keypad on the phone is very responsive.

صفحه کلید تلفن بسیار پاسخگو است.

She tapped on the keypad to dial the number.

او روی صفحه کلید ضربه زد تا شماره را شماره گیری کند.

The keypad on the laptop is easy to use.

صفحه کلید لپ تاپ استفاده آسانی دارد.

He pressed the buttons on the keypad to send the message.

او دکمه های صفحه کلید را فشار داد تا پیام را ارسال کند.

The keypad on the microwave is broken.

صفحه کلید مایکروویو خراب است.

They installed a new keypad for the security system.

آنها یک صفحه کلید جدید برای سیستم امنیتی نصب کردند.

نمونه‌های واقعی

You have to have either a keypad to open it or I have to unlock it.

شما باید یا یک صفحه کلید داشته باشید تا آن را باز کنید یا من باید آن را باز کنم.

منبع: CNN Selected March 2015 Collection

Please enter your PIN number on the keypad.

لطفاً شماره PIN خود را روی صفحه کلید وارد کنید.

منبع: Banking Situational Conversation

There's a red box with a keypad on it.

یک جعبه قرمز با صفحه کلید روی آن وجود دارد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

So we're talking about a wireless keypad that never needs batteries.

بنابراین ما در مورد یک صفحه کلید بی‌سیم صحبت می‌کنیم که هرگز به باتری نیاز ندارد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation February 2015

But each exit is blocked by an electric barrier with a combination keypad.

اما هر خروجی توسط یک سد الکتریکی با صفحه کلید ترکیبی مسدود شده است.

منبع: TED-Ed (video version)

Now, I will say that sometimes...-The number on pump 7's keypad stick?

حالا، می‌گویم که گاهی اوقات...-آیا شماره روی صفحه کلید پمپ 7 گیر می‌کند؟

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

But we all knew how much of a pain those T9 keypads were.

اما همه ما می‌دانستیم که آن صفحه کلیدهای T9 چه دردسری بودند.

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

And I've got five buttons across the bottom: favorites, recents, contacts, keypad and voice mail.

و من پنج دکمه در پایین دارم: موارد دلخواه، آخرین‌ها، مخاطبین، صفحه کلید و صندوق صوتی.

منبع: Previous Apple Keynotes

And the keypad is for texting, which is what you do when you want to avoid talking to someone.

و صفحه کلید برای پیامک است، که کاری است که انجام می‌دهید وقتی می‌خواهید از صحبت کردن با کسی خودداری کنید.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

It was six floors high, with corridors locked by keypads.

شش طبقه ارتفاع داشت، با راهروهایی که توسط صفحه کلیدها قفل شده بودند.

منبع: 99% unknown stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید