touchscreen

[ایالات متحده]/ˈtʌʧˌskriːn/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃˌskrin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صفحه نمایشی که به لمس پاسخ می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

touchscreen device

دستگاه صفحه لمسی

touchscreen technology

فناوری صفحه لمسی

touchscreen interface

رابط کاربری صفحه لمسی

touchscreen monitor

مانیتور صفحه لمسی

touchscreen laptop

لپ‌تاپ صفحه لمسی

touchscreen features

ویژگی‌های صفحه لمسی

touchscreen controls

کنترل‌های صفحه لمسی

touchscreen apps

برنامه‌های صفحه لمسی

touchscreen responsiveness

واکنش‌پذیری صفحه لمسی

touchscreen gaming

بازی با صفحه لمسی

جملات نمونه

the new smartphone features a high-resolution touchscreen.

گوشی هوشمند جدید دارای صفحه نمایش لمسی با وضوح بالا است.

she prefers using a touchscreen over a keyboard.

او ترجیح می دهد از صفحه نمایش لمسی به جای صفحه کلید استفاده کند.

touchscreen technology has revolutionized the way we interact with devices.

فناوری صفحه نمایش لمسی نحوه تعامل ما با دستگاه ها را متحول کرده است.

many tablets now come with a responsive touchscreen.

بسیاری از تبلت ها اکنون دارای صفحه نمایش لمسی پاسخگو هستند.

the touchscreen interface is easy to navigate.

رابط کاربری صفحه نمایش لمسی به راحتی قابل پیمایش است.

he accidentally scratched the touchscreen while cleaning it.

او به طور تصادفی صفحه نمایش لمسی را در حین تمیز کردن خراشید.

touchscreen devices are popular in schools for interactive learning.

دستگاه های صفحه نمایش لمسی به دلیل یادگیری تعاملی در مدارس محبوب هستند.

adjusting the brightness on a touchscreen is simple.

تنظیم روشنایی روی یک صفحه نمایش لمسی ساده است.

touchscreen kiosks are common in shopping malls.

دستگاه های صفحه نمایش لمسی در مراکز خرید رایج هستند.

he struggled to use the touchscreen with wet fingers.

او برای استفاده از صفحه نمایش لمسی با انگشتان خیس مشکل داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید