receive a kickback
دریافت پورسانت غیرقانونی
kickback scheme
طرح پورسانت غیرقانونی
illegal kickback
پورسانت غیرقانونی
kickback payment
پرداخت پورسانت
the kickback from the gun punches your shoulder.
ضربه پسگرد از شلیک اسلحه شانهتان را میزند.
He received a kickback for helping secure the contract.
او برای کمک به بستن قرارداد رشوه دریافت کرد.
The corrupt official demanded a kickback in exchange for approving the project.
مقامات فاسد در ازای تایید پروژه رشوه خواست.
The company was involved in a kickback scheme to win government contracts.
شرکت در طرح رشوه برای برنده شدن در قراردادهای دولتی دخالت داشت.
The kickback from the machine was so strong that it knocked him off his feet.
ضربه پسگرد از دستگاه آنقدر قوی بود که او را از جا انداخت.
She felt a sharp kickback when she fired the gun.
وقتی اسلحه را شلیک کرد، ضربه پسگرد شدیدی احساس کرد.
The kickback from the engine caused the boat to rock violently.
ضربه پسگرد موتور باعث شد قایق به شدت تکان بخورد.
He experienced a painful kickback in his shoulder after swinging the axe.
بعد از چرخاندن تبر، ضربه پسگرد دردناکی در شانهاش احساس کرد.
The kickback of the saw caused it to jump out of his hands.
ضربه پسگرد اره باعث شد از دستش بیرون بپرد.
The kickback of the motorcycle almost threw him off the bike.
ضربه پسگرد موتورسیکلت تقریباً او را از موتورسیکلت به بیرون انداخت.
The kickback of the explosion sent debris flying in all directions.
ضربه پسگرد انفجار باعث شد آوارها به هر سمتی پرتاب شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید