naughty kid
کودک بدحلقه
no kidding
جدی میگم
no kid
هیچ کودکی
kid brother
برادر بچه
whiz kid
بچه با استعداد
a kid's cornball humor.
طنز اغراقآمیز بچهها
the kids could be such a handful.
کودکان میتوانستند بسیار مشکلساز باشند.
the street kids of the city.
کودکان خیابانی شهر
kids cutting up in a classroom.
کودکانی که در کلاس درس شیطنت می کردند.
they kid themselves that it's still the same.
آنها خودشان را فریب میدهند که هنوز هم مثل همیشه است.
kids meandered in and out.
کودکان به آرامی و بیهدف رفت و آمد میکردند.
for a kid, Chicago was really mind-blowing.
برای یک کودک، شیکاگو واقعاً حیرتانگیز بود.
had to handle the temperamental artist with kid gloves.
باید با احتیاط با هنرمند عصبی رفتار کرد.
kids swotting for GCSEs.
کودکانی که برای امتحانات GCSE مطالعه میکنند.
the kid had been no trouble up to now.
تا به حال آن کودک مشکلی ایجاد نکرده است.
any kid with an interest in science was a wonk.
هر کودکی که به علم علاقه داشت، یک فرد متخصص بود.
I love my kids to bits.
من فرزندانم را خیلی دوست دارم.
The kids will be leaving home in no time.
کودکان به زودی از خانه جدا خواهند شد.
The naughty kid was in the classroom in body but not in spirit.
کودک بد در کلاس حضور داشت اما از نظر معنوی نه.
The kid is acting up for our attention.
بچه برای جلب توجه ما خرابکاری میکند.
the creepy kids next door.
کودکان ترسناک همسایه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید