killings

[ایالات متحده]/ˈkɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkɪlɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قتل‌ها؛ اعمال کشتن؛ ثروت ناگهانی؛ شانس ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

mass killings

کشتارهای جمعی

targeted killings

کشتارهای هدفمند

political killings

کشتارهای سیاسی

gang killings

کشتارهای باند

serial killings

کشتارهای سریالی

ethnic killings

کشتارهای قومی

drug killings

کشتارهای مرتبط با مواد مخدر

revenge killings

کشتارهای انتقام‌جویی

summary killings

کشتارهای خلاصه

cold killings

کشتارهای سرد

جملات نمونه

the killings in the city have shocked the community.

کشتار در شهر، جامعه را شوکه کرده است.

authorities are investigating the recent killings.

مقامات در حال تحقیق در مورد کشتارهای اخیر هستند.

the documentary explores the reasons behind the killings.

مستند به بررسی دلایل کشتارها می پردازد.

witnesses reported hearing gunfire during the killings.

شاهدان گزارش دادند که در حین کشتار صدای تیراندازی شنیده اند.

the killings sparked protests across the nation.

کشتارها باعث اعتراضات در سراسر کشور شد.

many are calling for justice after the brutal killings.

بسیاری خواستار عدالت پس از کشتارهای وحشیانه هستند.

the police are working hard to prevent further killings.

پلیس برای جلوگیری از کشتارهای بیشتر سخت تلاش می کند.

experts are analyzing the patterns of the killings.

کارشناسان در حال تجزیه و تحلیل الگوهای کشتارها هستند.

the film depicts the aftermath of the killings.

فیلم به تصویر کشیدن پیامدهای کشتارها را نشان می دهد.

community leaders are addressing the issue of the killings.

رهبران جامعه در حال رسیدگی به مسئله کشتارها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید