homicides

[ایالات متحده]/ˈhɒmɪsaɪdz/
[بریتانیا]/ˈhɑːməˌsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشتن یک شخص؛ افرادی که قتل انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

violent homicides

قاتل‌های خشن

solved homicides

قتل‌های حل شده

unsolved homicides

قتل‌های حل نشده

homicides rates

نرخ قتل

homicides investigation

تحقیقات قتل

homicides cases

موارد قتل

homicides trends

روندهای قتل

homicides statistics

آمار قتل

homicides prevention

جلوگیری از قتل

جملات نمونه

homicides have increased in urban areas.

قتل‌ها در مناطق شهری افزایش یافته است.

the police are investigating several recent homicides.

پلیس در حال تحقیق در مورد چندین قتل اخیر است.

homicides can have a profound impact on communities.

قتل‌ها می‌توانند تأثیر عمیقی بر جوامع داشته باشند.

law enforcement is working to reduce homicides.

نیروی انتظامی برای کاهش قتل‌ها تلاش می‌کند.

there are various motives behind homicides.

دلایل متعددی پشت قتل‌ها وجود دارد.

homicides often lead to heightened fear among residents.

قتل‌ها اغلب منجر به افزایش ترس در بین ساکنان می‌شود.

witnesses are crucial in solving homicides.

شهود برای حل قتل‌ها حیاتی هستند.

many cities have programs to prevent homicides.

شهرها بسیاری برنامه‌هایی برای جلوگیری از قتل‌ها دارند.

homicides can be classified into different categories.

می‌توان قتل‌ها را در دسته‌های مختلف طبقه‌بندی کرد.

understanding the causes of homicides is essential for prevention.

درک علل قتل‌ها برای پیشگیری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید