lancer

[ایالات متحده]/'lɑːnsə/
[بریتانیا]/'lænsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از سواره نظام سبک مسلح به نیزه در فرانسه قرن نوزدهم

عبارات و ترکیب‌ها

jousting lancer

سوار سرکش

جملات نمونه

The lancer rode into battle with his lance held high.

سوار با نیزه بلند وارد نبرد شد.

She was known for her skill as a lancer in the jousting tournaments.

او به خاطر مهارتش به عنوان یک نیزه‌دار در مسابقات سوارکاری مشهور بود.

The lancer practiced tirelessly to perfect his technique.

نیزه‌دار بی‌وقفه تمرین کرد تا تکنیک خود را کامل کند.

In medieval times, lancers were crucial in cavalry charges.

در قرون وسطی، نیزه‌داران در حملات سواره نظام بسیار حیاتی بودند.

The lancer's precision and speed were unmatched on the battlefield.

دقت و سرعت نیزه‌دار در میدان جنگ بی‌نظیر بود.

The knight trained his squire to become a skilled lancer.

شوالیه شاگرد خود را آموزش داد تا به یک نیزه‌دار ماهر تبدیل شود.

The lancer's lance shattered upon impact with the enemy's shield.

نیزه نیزه‌دار در برخورد با سپر دشمن خرد شد.

The lancer's armor was adorned with intricate designs and symbols.

زره نیزه‌دار با طرح‌ها و نمادهای پیچیده تزئین شده بود.

The lancer's horse galloped fiercely towards the enemy lines.

اسب نیزه‌دار با سرعت به سمت خطوط دشمن تاخت.

The lancer's aim was true as he struck his target with precision.

هدف‌گیری نیزه‌دار دقیق بود زیرا هدف خود را با دقت زد.

نمونه‌های واقعی

Now, shout out to Henry W. Moore in Candia, New Hampshire, long live the Lancers.

اکنون، از هنری دبلیو مور در کندیا، نیوهمپشایر قدردانی می‌کنیم، درود بر لانسرها.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

We take my blood bag and strap him to the lancer's perch.

ما کیسه خونم را می‌گیریم و او را به جایگاه لانسر می‌بندیم.

منبع: Go blank axis version

Great to see the lancers of Layton High School in Leighton.

خوشحیم که لانسر‌های دبیرستان لیتون را در لیتون می‌بینیم.

منبع: The World From A to Z

The war scenes are visceral (" lancers were shredded, as if they were carrots in a grater or turnips in a cutter" ), and a sense of urgency powers Cashel's mission to win back his lost love.

صحنه‌های جنگ بسیار قوی هستند ("لانسرها تکه تکه شدند، انگار هویج‌هایی در رنده یا ترب‌هایی در خردکن بودند"), و حس ضرورت، مأموریت کسل برای بازپس‌گیری عشق از دست رفته‌اش را هدایت می‌کند.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید