The farmer lassoed the cow.
کشاورز گاو را با شلاق گرفت.
at last his father lassoed the horse.
در نهایت پدرش اسب را با طناب انداخت.
It is the political equivalent of a gaucho lassoing himself with his own bolas.
این معادل سیاسی یک گاچو است که خود را با شلاق خود اسیر می کند.
You are looking at the annual downhill cowboy skiing competition that involves slalom and lassoing skills.
شما در حال تماشای مسابقه اسکی کابوی سالانه در سرازیری هستید که شامل مهارتهای اسکی و بنداندازی میشود.
The cowboy used a lasso to catch the runaway calf.
کاوگ boy از یک طناب برای گرفتن گوساله فراری استفاده کرد.
She expertly threw the lasso around the bull's horns.
او با مهارت طناب را دور شاخ گاو انداخت.
The lasso slipped from his grasp and missed the target.
طناب از دستش لیز خورد و هدف را از دست داد.
Learning to lasso takes practice and skill.
یادگیری طناب انداختن نیاز به تمرین و مهارت دارد.
The rodeo performer demonstrated his lasso skills to the crowd.
اجرا کننده روئودو مهارت های طناب انداختن خود را به تماشاچیان نشان داد.
He managed to lasso the wild horse and calm it down.
او موفق شد اسب وحشی را با طناب بگیرد و آن را آرام کند.
The rancher used a lasso to round up the cattle.
صاحب مزرعه از یک طناب برای جمع آوری گاوها استفاده کرد.
She watched in amazement as the cowboy twirled the lasso above his head.
او با حیرت تماشا کرد که کاوگ boy طناب را بالای سرش می چرخاند.
The lasso tightened around the steer's neck, bringing it to a halt.
طناب دور گردن گاو نر محکم شد و آن را متوقف کرد.
The trick rider used a lasso to perform daring stunts on horseback.
سوار حرفه ای از یک طناب برای انجام حرکات نمایشی جسورانه بر روی اسب استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید