makeshift

[ایالات متحده]/'meɪkʃɪft/
[بریتانیا]/ˈmeɪkʃɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راه حل یا مورد موقتی که به عنوان جایگزین استفاده می‌شود

جملات نمونه

The accommodation for the press was makeshift at best.

محل اقامت برای مطبوعات در بهترین حالت موقت بود.

the makeshift team performed heroics.

تیم موقت کارهای قهرمانانه انجام داد.

used a rock as a makeshift hammer.

از یک سنگ به عنوان چکش موقت استفاده کرد.

has no friends to turn to. See also Synonyms at makeshift

هیچ دوستی برای اتکا ندارد. همچنین به مترادف‌ها در makeshift مراجعه کنید.

makeshift barricades against tank attacks.

حصار موقت در برابر حملات تانک.

arranging a row of chairs to form a makeshift bed.

چیدمان یک ردیف صندلی برای ایجاد یک تختخواب موقت.

lacked a cane but used a stick as a makeshift;

فاقد عصا بود اما از یک چوب به عنوان یک وسیله موقت استفاده کرد.

improvised a dinner for the unexpected guests; improvise a makeshift tourniquet.

یک شام برای مهمانان غیرمنتظره آماده کردیم؛ یک تورنیکت موقت ساختیم.

gathered branches and grasses for a makeshift camp; had a fishing camp in Vermont.

برای ایجاد یک اردوگاه موقت شاخه‌ها و علف‌ها جمع‌آوری کرد؛ یک اردوگاه ماهیگیری در ورمونت داشت.

نمونه‌های واقعی

We have created our makeshift assembly line.

ما خط تولید موقت خود را ایجاد کرده‌ایم.

منبع: CNN 10 Summer Special

They murmur prayers, forming a makeshift vigil.

آنها با زمزمه دعا، یک نگهبانی موقت تشکیل می‌دهند.

منبع: NPR News January 2021 Compilation

And authorities are telling people to avoid unsanctioned gatherings with some makeshift memorials being taken down.

و مقامات به مردم می‌گویند از گردهمایی‌های غیرمجاز اجتناب کنند، در حالی که برخی از یادبودهای موقت در حال جمع‌آوری هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The earliest arrivals lived in a makeshift encampment called Ragtown.

اولین افرادی که رسیدند در یک اردوگاه موقت به نام رگتاون زندگی می‌کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The children are being kept in makeshift facilities at the border.

کودکان در امکانات موقت در مرز نگه داشته می‌شوند.

منبع: VOA Daily Standard March 2021 Collection

In the makeshift hospital we learned that more have been killed.

در بیمارستان موقت متوجه شدیم که تلفات بیشتری وجود دارد.

منبع: CNN Listening Compilation January 2014

Around 300 makeshift homes in Cox's Bazar in Bangladesh were destroyed.

حدود 300 خانه موقت در Cox's Bazar در بنگلادش ویران شد.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

Hundreds of other migrants remain in the area living in makeshift camps.

صدها مهاجر دیگر در این منطقه باقی مانده‌اند و در اردوگاه‌های موقت زندگی می‌کنند.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

Makeshift shelters for those left behind have sprung up all over the area.

سرپناه های موقت برای کسانی که جا ماندند در همه جا سر برآورده اند.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

Spokesman Chris Lom says there are 450 makeshift camps dotted around the country.

سخنگوی کریس لام می‌گوید 450 اردوگاه موقت در سراسر کشور پراکنده شده‌اند.

منبع: NPR News February 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید