good manners
ادب
table manners
آداب غذا خوردن
bad manners
بیادبی
genteel manners and appearance.
ظاهر و رفتارهای مؤدبانه
John is the quintessence of good manners.
جان، تجسم ادب و نزاکت است.
His manners are affected.
رفتار او متاثرکننده است.
Bad manners may offend.
بد اخلاقی ممکن است ناراحت کند.
His manners are unspeakable.
رفتار او غیرقابل بیان است.
It's bad manners to talk with a full mouth.
بد اخلاقی است که با دهان پر صحبت کنید.
the manners and customs of the ancient Egyptians
ادب و رسوم مردم مصر باستان
it would be the height of bad manners not to attend the wedding.
حضور نداشتن در عروسی از نظر اخلاقی بسیار بد است.
their lack of manners scandalized their hosts.
بی احترامی آنها میزبانان را رسوا کرد.
Good manners are the mark of a civilized person.
ادب خوب نشانهی یک فرد متمدن است.
Well, really! The manners of some people!.
بله، واقعا! رفتار برخی از مردم!.
Clean clothes and good manners are prepossessing.
لباس تمیز و رفتار خوب، جذاب هستند.
Bad manners savo(u)r a bad education.
بد اخلاقی نشان دهنده یک آموزش بد است.
I can't tolerate your bad manners any longer.
دیگر نمی توانم رفتار بد شما را تحمل کنم.
His gracious manners put me at ease.
رفتار باوقار او باعث شد احساس آرامش کنم.
rugged manners and ribald wit.
رفتار خشن و شوخ طبعی بی ادبانه.
His manners spoke of good upbringing.
رفتار او از تربیت خوب نشان می داد.
You should have good manners all the time.
شما باید همیشه رفتار خوبی داشته باشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید