manually

[ایالات متحده]/ˈmænjuəli/
[بریتانیا]/ˈmænjuəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت دستی؛ با کار فیزیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

manually operated

به صورت دستی

manually controlled

به صورت دستی کنترل شده

جملات نمونه

The work was done manually, not by a machine.

این کار به صورت دستی انجام شد، نه با دستگاه.

updating all the files manually

به روز رسانی دستی همه فایل ها

You may need to enter this information manually.

شما ممکن است نیاز داشته باشید این اطلاعات را به صورت دستی وارد کنید.

The doors can be manually operated in the event of fire.

درها را می‌توان در صورت بروز آتش‌سوزی به صورت دستی کار کرد.

A manually reconfigurable and transmutable modular robot was developed, which could change its shape to adapt to an environment and a task if needed.

یک ربات مدولار قابل تنظیم و تغییر شکل دستی توسعه داده شد که می‌توانست شکل خود را تغییر دهد تا با محیط و وظیفه سازگار شود در صورت نیاز.

McFarland-Tritan, LLC Electric or Engine Driven Pumps are engineered for long low maintenance service. Fluid ends are manually adjustable while running.

پمپ‌های برقی یا با موتور McFarland-Tritan, LLC برای خدمات طولانی مدت و کم تعمیرات طراحی شده‌اند. سرهای سیال به صورت دستی در حین کار قابل تنظیم هستند.

Epicondylar markers could be placed either manually or automatically by a computer algorithm that selected the most lateral or most medial osseous prominence of the distal part of the humerus.

نشانگرهای اپیکوندیلی می‌توانند به صورت دستی یا خودکار توسط یک الگوریتم کامپیوتری که برجسته‌ترین قسمت جانبی یا میانی استخواني قسمت انتهایی بازوي بلندگام را انتخاب می‌کرد، قرار گیرند.

نمونه‌های واقعی

Try ventilating him manually. See if he starts coming back up.

سعی کنید به صورت دستی تهویه کنید. ببینید آیا شروع به بهبود می‌کند یا خیر.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Can we shut it down manually? - No.

آیا می‌توانیم آن را به صورت دستی خاموش کنیم؟ - نه.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Got to check all the systems manually.

باید تمام سیستم‌ها را به صورت دستی بررسی کرد.

منبع: Go blank axis version

You'll have to get her phone and activate it manually.

شما باید تلفن همراه او را دریافت کرده و آن را به صورت دستی فعال کنید.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

You can record notes via a voice recorder or take notes manually.

می‌توانید یادداشت‌ها را از طریق ضبط‌کننده صدا ضبط کنید یا به صورت دستی یادداشت‌برداری کنید.

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

An honest person could just as well open the door manually.

یک فرد صادقانه می‌تواند به همان اندازه در را به صورت دستی باز کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

A radiologist inserts the needle manually while the robotic arm keeps it aligned.

یک رادیولوژیست سوزن را به صورت دستی وارد می‌کند در حالی که بازوی رباتیک آن را در یک راستا نگه می‌دارد.

منبع: VOA Daily Standard August 2018 Collection

In many cases, train workers have to remove foreign objects from overhead lines manually.

در بسیاری از موارد، کارگران قطار باید اجسام خارجی را به صورت دستی از خطوط هوایی جدا کنند.

منبع: 21st Century English Newspaper

Beekeepers have to check hives manually, which is time-consuming and stressful for the bees.

زنبورداری باید کندوها را به صورت دستی بررسی کنند، که زمان‌بر و برای زنبورها استرس‌زا است.

منبع: BBC Listening Collection July 2023

The cane's user must manually find and avoid obstructions.

کاربر چوب عصا باید به صورت دستی موانع را پیدا کرده و از آنها اجتناب کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2015

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید