non-automatic

[ایالات متحده]/[nɒnˈɒtəmətɪk]/
[بریتانیا]/[nɒnˈɔːtəmətɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دستی انجام نشده؛ دستی؛ توسط یک سیستم خودکار اداره نشده.
n. دستگاه یا سیستمی که خودکار نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-automatic transmission

غیر خودکار

non-automatic process

فرآیند غیر خودکار

non-automatic operation

عملکرد غیر خودکار

non-automatic system

سیستم غیر خودکار

was non-automatic

غیر خودکار بود

non-automatic control

کنترل غیر خودکار

being non-automatic

در حال غیر خودکار بودن

non-automatic mode

حالت غیر خودکار

non-automatic function

تابع غیر خودکار

non-automatic device

دستگاه غیر خودکار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید