have mercy
مهربانی کنید
show mercy
مهربانی نشان بده
beg for mercy
برای رحمت درخواست کردن
mercy on me
مهربانی با من بکن
cry for mercy
برای مهربانی التماس کن
without mercy
بدون مهربانی
have mercy on
مهربانی با ... داشته باش
in one's mercy
در مهربانی کسی
goddess of mercy
الهه مهربانی
mercy killing
قتل رحمی
at the mercy of the court.
در اختيار دادگاه بودن
the infinite mercy of God.
رحمت بیانتهاى خدا
It was a mercy that no one was hurt.
خوشبختانه کسی آسیب ندیده بود.
show mercy to sb.
به کسی رحم کردن
to show mercy to a prisoner
به یک زندانی رحم کردن
It is a mercy that you did not go.
خوشبختانه شما نرفتید.
The little ship was at the mercy of the storm.
کشتی کوچک در اختیار طوفان بود.
threw himself on the mercy of the court.
خود را به مرحمت دادگاه انداخت.
The enemy were at the mercy of us.
دشمن در اختیار ما بود.
God have mercy on me!.
خداوند به من رحم کند!
the forest is left to the mercy of the loggers.
جنگل به حال خود رها شده و به دستان قطعکنندگان چوب واگذار شده است.
a continent where settlement is at the mercy of geography.
قارهای که سکونت در آن به لطف جغرافیا است.
They showed little mercy to the enemies.
آنها کمی به دشمنان رحم کردند.
showed no mercy to the traitors.
هیچ رحم به خائنان نشان نداد.
was merciful only when mercy was expedient.
تنها زمانی مهربان بود که مهربانی به مصلحت بود.
mercy missions to refugees caught up in the fighting.
ماموریتهای بشردوستانه به آوارگان گرفتار در درگیریها.
consumers were at the mercy of every rogue in the marketplace.
مصرفکنندگان در اختیار هر متخلفی در بازار بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید