mercy

[ایالات متحده]/ˈmɜːsi/
[بریتانیا]/ˈmɜːrsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهربانی، بخشش؛ دلسوزی؛ خوشبختی؛ عمل مهربانی.

عبارات و ترکیب‌ها

have mercy

مهربانی کنید

show mercy

مهربانی نشان بده

beg for mercy

برای رحمت درخواست کردن

mercy on me

مهربانی با من بکن

cry for mercy

برای مهربانی التماس کن

without mercy

بدون مهربانی

have mercy on

مهربانی با ... داشته باش

in one's mercy

در مهربانی کسی

goddess of mercy

الهه مهربانی

mercy killing

قتل رحمی

جملات نمونه

at the mercy of the court.

در اختيار دادگاه بودن

the infinite mercy of God.

رحمت بی‌انتهاى خدا

It was a mercy that no one was hurt.

خوشبختانه کسی آسیب ندیده بود.

show mercy to sb.

به کسی رحم کردن

to show mercy to a prisoner

به یک زندانی رحم کردن

It is a mercy that you did not go.

خوشبختانه شما نرفتید.

The little ship was at the mercy of the storm.

کشتی کوچک در اختیار طوفان بود.

threw himself on the mercy of the court.

خود را به مرحمت دادگاه انداخت.

The enemy were at the mercy of us.

دشمن در اختیار ما بود.

God have mercy on me!.

خداوند به من رحم کند!

the forest is left to the mercy of the loggers.

جنگل به حال خود رها شده و به دستان قطع‌کنندگان چوب واگذار شده است.

a continent where settlement is at the mercy of geography.

قاره‌ای که سکونت در آن به لطف جغرافیا است.

They showed little mercy to the enemies.

آنها کمی به دشمنان رحم کردند.

showed no mercy to the traitors.

هیچ رحم به خائنان نشان نداد.

was merciful only when mercy was expedient.

تنها زمانی مهربان بود که مهربانی به مصلحت بود.

mercy missions to refugees caught up in the fighting.

ماموریت‌های بشردوستانه به آوارگان گرفتار در درگیری‌ها.

consumers were at the mercy of every rogue in the marketplace.

مصرف‌کنندگان در اختیار هر متخلفی در بازار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید