milligrams

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪɡræmz/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪɡræmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد جرم برابر با یک هزارم گرم

عبارات و ترکیب‌ها

100 milligrams

۱۰۰ میلی‌گرم

milligrams per day

میلی‌گرم در روز

milligrams of caffeine

میلی‌گرم کافئین

milligrams of protein

میلی‌گرم پروتئین

milligrams of iron

میلی‌گرم آهن

milligrams of sodium

میلی‌گرم سدیم

milligrams of vitamin

میلی‌گرم ویتامین

milligrams of sugar

میلی‌گرم شکر

milligrams in tablet

میلی‌گرم در قرص

milligrams of dosage

میلی‌گرم دوز

جملات نمونه

the doctor prescribed 500 milligrams of medication.

پزشک 500 میلی‌گرم دارو تجویز کرد.

each tablet contains 250 milligrams of active ingredient.

هر قرص حاوی 250 میلی‌گرم ماده فعال است.

it's important to measure the dosage in milligrams.

اندازه‌گیری دوز به میلی‌گرم مهم است.

she took 1000 milligrams of vitamin c daily.

او روزانه 1000 میلی‌گرم ویتامین C مصرف کرد.

the supplement provides 300 milligrams of omega-3.

این مکمل 300 میلی‌گرم امگا 3 فراهم می‌کند.

consult your pharmacist about milligrams per serving.

در مورد میلی‌گرم در هر وعده غذایی با داروساز خود مشورت کنید.

he measured the powder in milligrams for accuracy.

او پودر را برای اطمینان به میلی‌گرم اندازه‌گیری کرد.

the label indicates 200 milligrams of caffeine.

برچسب نشان می‌دهد که 200 میلی‌گرم کافئین.

for optimal results, take 400 milligrams twice a day.

برای نتایج مطلوب، روزی دو بار 400 میلی‌گرم مصرف کنید.

each serving contains 150 milligrams of sodium.

هر وعده حاوی 150 میلی‌گرم سدیم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید