unit

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪt/
[بریتانیا]/ˈjuːnɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه کار یا تجهیزات جداگانه و کامل، به ویژه یکی که بخشی از یک سیستم بزرگتر است؛ یک چیز، شخص یا گروه واحد که بخشی از چیزی بزرگتر است

عبارات و ترکیب‌ها

military unit

واحد نظامی

housing unit

واحد مسکونی

business unit

واحد تجاری

per unit

به ازای هر واحد

control unit

واحد کنترل

basic unit

واحد پایه

pumping unit

واحد پمپاژ

unit area

مساحت واحد

construction unit

واحد ساختمانی

per unit area

به ازای هر متر مربع

grass-roots unit

واحد ریشه دار

processing unit

واحد پردازش

power unit

واحد توان

production unit

واحد تولید

unit operation

واحد عملیاتی

unit time

واحد زمان

single unit

واحد تکی

unit cost

هزینه واحد

measurement unit

واحد اندازه‌گیری

main unit

واحد اصلی

pump unit

واحد پمپ

generating unit

واحد تولید

جملات نمونه

a unit of measurement.

یک واحد اندازه‌گیری

the unit is clearly malfunctioning.

واحد به وضوح از کار افتاده است.

the sentence as a unit of grammar.

جمله به عنوان واحد دستور زبان.

a unit on Native Americans.

بخش درباره بومیان آمریکا.

They were a unit on the question.

آنها یک واحد در مورد این سؤال بودند.

a secure unit for young offenders.

یک واحد امن برای مجرمان جوان.

fifty units of electricity.

پنجاه واحد برق.

monetary units of a country

واحدهای پولی یک کشور

The family is the basic unit of society.

خانواده، واحد اساسی جامعه است.

a politically united federation

یک فدراسیون متحد از نظر سیاسی

the house is the fundamental unit of Basque society.

خانه، واحد اساسی جامعه باسک است.

United hung on for victory.

یونایتد برای پیروزی مقاومت کرد.

diesel units will interchange with the petrol ones.

واحد‌های دیزل با واحد‌های بنزینی جایگزین خواهند شد.

a crude lunge at United's goalscorer.

یک حرکت خام به سمت گلزن یونایتد.

United are on the march again.

یونایتد دوباره در حال پیشروی هستند.

نمونه‌های واقعی

Lavishly filmed by the Wehrmacht's propaganda units.

فیلمبرداری پر زرق و زرق توسط واحدهای تبلیغاتی ورماخت.

منبع: The Apocalypse of World War II

And Greece responded by mobilizing naval units.

و یونان با بسیج واحدهای دریایی پاسخ داد.

منبع: CCTV Observations

And sometimes, that includes members of the famous K-9 units.

و گاهی اوقات، این شامل اعضای واحدهای معروف K-9 می شود.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

He arrived this morning and is housed in a special containment unit.

او امروز صبح رسید و در یک واحد مهار ویژه اسکان داده شده است.

منبع: AP Listening October 2014 Collection

Syntax uses discrete units, not continuous ones.

واژه‌شناسی از واحدهای گسسته استفاده می‌کند، نه واحدهای پیوسته.

منبع: The Economist (Summary)

It's just a scarce unit of exchange.

این فقط یک واحد کمیاب مبادله است.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

There are five units in the building.

پنج واحد در ساختمان وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Gold was the unit of exchange from primitive times.

طلا واحد مبادله از دوران باستان بود.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

They call these new units the cube.

آنها این واحدهای جدید را مکعب می نامند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019

There are seven main units of official measure.

هفت واحد اصلی اندازه گیری رسمی وجود دارد.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید