dose

[ایالات متحده]/dəʊs/
[بریتانیا]/doʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار دارو یا دارویی که در زمان خاصی به یک شخص یا حیوان داده می‌شود.
vi. دارو مصرف کردن.
vt. دارو دادن به.

عبارات و ترکیب‌ها

take a dose

درون گرفتن یک دوز

high dose

دوز بالا

single dose

یک دوز

dose adjustment

تنظیم دوز

radiation dose

دوز تشعشع

a dose of

یک دوز از

daily dose

دوز روزانه

dose rate

نرخ دوز

effective dose

دوز مؤثر

exposure dose

دوز قرار گرفتن در معرض

absorbed dose

دوز جذب شده

lethal dose

دوز کشنده

dose equivalent

معادل دوز

loading dose

دوز بارگذاری

threshold dose

دوز آستانه

جملات نمونه

a lethal dose of barbiturates.

یک دوز کشنده باربیتورات.

a massive dose of a drug.

یک دوز بزرگ از یک داروی.

a dose of liquid medicine

یک دوز از داروی مایع.

dose the boy with aspirin

پسری را با آسپرین درمان کنید

a massive dose of penicillin

یک دوز بزرگ از پنی‌سیلین.

a dose of hard luck.

یک دوز بدشانسی.

an under dose of medication.

یک دوز کمتر از دارو.

That man gave her a dose of opium.

آن مرد به او یک دوز خشخاش داد.

he took a dose of cough mixture.

او یک دوز از مخلوط سرفه مصرف کرد.

a dose of radiation exceeding safety limits.

یک دوز تشعشع که از حد مجاز فراتر رفته است.

he dosed himself with vitamins.

او خودش را با ویتامین‌ها دوز کرد.

the petrol is dosed with lead.

بنزین با سرب دوز داده می شود.

a dose of 25 mg thrice daily.

یک دوز 25 میلی گرم سه بار در روز.

I gave him a heavy dose of morphia.

من به او یک دوز سنگین مرفین دادم.

Fig.2 Concentration-time curve of butafosfan in horse serum(A:High dose;B:Low dose)

شکل 2. منحنی غلظت-زمان بوتافوسفان در سرم اسب (A: دوز بالا؛ B: دوز پایین)

I’ll give you a dose of streptomycin.

من به شما یک دوز استرپتومایسین خواهم داد.

the dose was reduced by 10 mg weekly decrements.

دوز 10 میلی گرم در هفته کاهش یافت.

receiving six hourly doses of morphine.

دریافت هر شش ساعت یک دوز مرفین.

نمونه‌های واقعی

Sprinkle on some crushed pecans to add a dose of zinc.

برای افزودن دوز روی، کمی گردوی خرد شده بپاشید.

منبع: Love Story

Doctors recommend two doses of this vaccine in early childhood.

پزشکان توصیه می کنند در اوایل کودکی دو دوز از این واکسن دریافت کنید.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

They seem to have some dose of technical skills.

به نظر می رسد آنها کمی از مهارت های فنی دارند.

منبع: NPR News April 2015 Compilation

It's like our daily dose of nature.

این مثل دوز روزانه ما از طبیعت است.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

IAVI has no available doses of its vaccine.

IAVI هیچ دوز موجود از واکسن خود ندارد.

منبع: "Selections from Nature"

You will get a radiation dose of 50 micro-sieverts.

شما یک دوز تشعشع 50 میکرو-زیورت دریافت خواهید کرد.

منبع: CRI Online November 2016 Collection

And she gave a dose of it to Peter!

و او یک دوز از آن را به پیتر داد!

منبع: Storyline Online English Stories

Doctors discourage massive doses of painkillers.

پزشکان مصرف بیش از حد مسکن ها را توصیه نمی کنند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Even if you're a vegetarian, you get a dose.

حتی اگر گیاهخوار هستید، شما هم یک دوز دریافت می کنید.

منبع: Discovery documentary "Understanding Bacteria"

It is about 30 percent effective and requires four doses.

تقریباً 30 درصد موثر است و به چهار دوز نیاز دارد.

منبع: VOA Special Collection July 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید